جمعه ٣٠ تير ١٣٩٦ فارسي|English
 

صفحه اصلی|ايران|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
عنوان
ایران
نيشابور - آرامگاه عطار
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   


خانواده در فیلیپین

تاریخچه و بررسی عوامل مهم تأثیرگذار

پژوهشی از :

تریسیتا سیامن

تهیه پیشگفتار و ویرایش:

غلامرضا خاکساری 

رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران – مانیل ۱۳۸۴

 

 


باسمه تعالی

عنوان گزارش :

 

 


خانواده درفیلیپین

 

پژوهشی از:


خانم تریسیتا سیامن

 



به کوشش:

 

رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران- مانیل

۱۳۸۴

 




فهرست مندرجات


عنوان صفحه

·پیشگفتار ۸-۷


* فصل اول ۱۶-۹

۱-نگاهی گذرا به سیر تحول خانواده

۱-۱- دورانپیش از اسپانی

۲-۱- دوران حکومت اسپانیا

۳-۱- دوران استعمار آمریکا

۴-۱- دوران معاصر

۲-جایگاه خانواده به عنوان کوچکترین نهاد در اجتماع

۱-۲- چالش ها

۲-۲- فرصت ها


* فصل دوم ۴۴-۱۷

۱- وضعیت اقتصادی با توجه به سرشناسی نفوس و جمعیت شناسی

۱- ۱- مشکلات اقتصادی ناشی از افزایش شمار فرزندان

۲-۱- هزینه بالای تحصیلات

۳-۱- حجم خانواده و مشکلات ناشی از افزایش آن

۴-۱- حجم خانواده و هزینه تغذیه

۵-۱- حجم خانواده و هزینه مسکن

۶-۱- حجم خانواده و هزینه پوشاک

۷-۱- حجم خانواده و هزینه آموزش

۸-۱- حجم خانواده و هزینه بهداشت و دارو

۹-۱- تحقیقات خرد جامعه شناسی در زمینه حجم خانواده

۲- برنامه آموزش جمعیت

۳- مشکلات جمعیتی از دیدگاه جامعه شناسی

۴- بررسی اجمالی دیدگاه روان شناسان درزمینه مشکل جمعیت درفیلیپین

۱-۴- انتخاب یک فیلیپینی

۲-۴- آگاهی یک فیلیپینی

۳-۴- نقش قوانین سنتی در خانواده های فیلیپینی

۴-۴- خود تربیتی و مسئولیت پذیری در خانواده

۵-۴- نیروهای خارج از محدوده خانواده

۶-۴- هیولای تجدد گرایی

( مدرنیزه شدن )

۷-۴- دیدگاه کلیساهای کاتولیک و پروتستان در باره خانواده


* فصل سوم ۵۳-۴۵

- نفوذ رسانه های مختلف بر افکار خانواده های فیلیپین

۱- رسانه های گروهی

۱-۱- روزنامه های پرشمار

۲-۱- رادیو ( صدا )

۳-۱- شبکه های تلویزیون (سینما)

۴-۱- سینما و تأتر

* فصل چهارم ۶۰-۵۴- خانواده و پایان قرن بیستم

۱- عوامل اجتماعی

۲- عوامل سیاسی

۳- تغییرات سریع فنآوری ها

۴- تفهیم لزوم پیروی جوانان از والدین

۵- طرح سئوال رهبریت در ذهن یک جوان فیلیپینی به عنوان عضو خانواده

۶- اشاعه مواد مخدر در گذشته و حال


* فصل پنجم ۷۸-۶۱

۱- زن و خانواده

۱-۱- نقش زن در تربیت فرزندان و رسیدگی به امور تحصیلی

۲-۱- زن به عنوان شریک نیمی از اموال و دارائی ها

۳-۱- نقش زن در تحمل بار مسئولیت های خانواده

۴-۱- زنان در نقاط دور دست فیلیپین

۵-۱- زنان در خرده فرهنگ ها

۶-۱ - زن و سازمانهای دولتی و غیر دولتی



۲- سیمای زنان به عنوان نقش تعیین کننده ( نقش ساختاری )

* فصل ششم ۸۸-۷۹

۱- منطق گرایی دین و سیاست در میان خانواده های فیلیپینی

۲-الویت های یک خانواده فیلیپینی

۳-ارزش های مطرح درخانواده

·منابع ۹۰-۸۹









باسمه تعالی

 


پیشگفتار


خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی هر جامعه محسوب می گردد، که در این نهاد کوچک امّا بسیار مهم نسل های آینده بشر تربیت می شوند. بنابراین بررسی جامعه شناختی هر کشور و یا سرزمینی در هر نقطه از جهان بدون مطالعه دقیق نهاد خانواده پژوهشگر را به سرمنزل مقصود نخواهد رساند.

گزارشی که در پیش روی شما خواننده گرامی قرار دارد، مروری است بر سیر تحول و تطور خانواده در فیلیپین از گذشته های دور تا دوران معاصر. البته هیچ پژوهش اجتماعی، هر چند علمی، تا کنون آغاز دقیق تشکیل خانواده را در فیلیپین و یا نقاط دیگر جهان مشخص نکرده زیرا اجتماعی شدن بشر در یک دوره مشخص تاریخی صورت نگرفته است. بنابراین زمان دقیق تشکیل خانواده به شکل امروزی آن بر اساس یافته های علمی تا کنون به اثبات نرسیده و استناد پژوهشگران صرفاً به گفتار کتاب های آسمانی است، که آغاز زندگی بشر و در عین حال تشکیل خانواده و خلقت انسان بر روی کره خاکی را بیان کرده اند.

این گزارش که با بهره برداری از منابع گوناگون تهیه گردیده در شش فصل تدوین یافته است. در فصل اوّل خانواده در فیلیپین در چهار مقطع زمانی مختلف شامل: دوره پیش از ورود استعمار اسپانیا به این سرزمین، دوره حکومت اسپانیا، استعمار آمریکا، عصر حاضر و سپس جایگاه خانواده به عنوان کوچکترین نهاد در اجتماع، و فرصت ها و چالش های پیش روی آن مورد بررسی قرار گرفته است.

در فصل دوّم وضعیت اقتصادی خانواده با توجه به عوامل جمعیت شناسی، مشکلات اقتصادی ناشی از افزایش شمار فرزندان، و دیدگاههای مختلف به ویژه دیدگاه کلیساهای کاتولیک و پروتستان در باره شمار فرزندان و مهار زاد و ولد مطرح شده است.

فصل سوّم گزارش به نفوذ رسانه های گروهی مختلف اعم از رادیو، تلویزیون، نشریات و ... بر افکار خانواده های فیلییپینی اشاره نموده است.

در فصل چهارم به خانواده و مسائل آن در شرایط پایان قرن بیستم و آستانه هزاره سوم میلادی اشاره شده و تأثیر عوامل اجتماعی، سیاسی، تحولات سریع فنآوری و ... بر خانواده بیان گردیده است.

در فصل پنجم به نقش پر اهمیت زن در جامعه فیلیپین پرداخته است، در این بخش موضوع زن و خانواده و نیز نقش ساختاری او در نهاد خانواده بررسی شده است. ناگفته نماند زنان فیلیپینی، که بیش از نیمی از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، دارای فعالیت های چشمگیر در عرصه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، به ویژه سیاسی اند. انتخاب دو رئیس جمهور زن در ۲۰ سال اخیر، خانم آکینو در سال ۱۹۸۶ میلادی و خانم آرویو رئیس جمهور فعلی، دونمونه بارز برای اثبات این مدعا به شمار می آید.

فصل ششم و پایانی این گزارش مسئله دین و سیاست و ارتباط و تعامل این دو مقوله در میان خانواده ها، الویت ها و ارزش های موجود در خانواده های فیلیپینی را بررسی کرده است.

امیداست، این گزارش که عاری از کاستی ها نخواهد بود، بتواند تاحدودی راهگشای پژوهشگران محترم برای شناخت بیشتر جامعه فیلیپین از منظر خانواده باشد.

غلامرضا خاکساری

کارشناس فرهنگی – مانیل ۱۳۸۴
به نام خدا


خانواده در فیلیپین


فصل اول

۱-نگاهی گذرا به سیر تحول خانواده

۲-۱-دورانپیش از اسپانیا

۲-۱- دوران حکومت اسپانیا

۳-۱- دوران استعمار آمریکا

۴-۱- دوران معاصر

۱-۱-دوران پیش از اسپانیا:

نگاهی گذرا به سیر تحول خانوا ده در فیلیپین از منظر جایگاه مرد و زن، از گذشته های دور تا دوران پیش ازآمدن اسپانیایی ها، نشانگر الگو برداری خانواده از اجتماع آن زمان است و نظر به قبیله ای بودن اجتماعات آن دوران مرد خانواده نیز در ابتدائی ترین شکل خود، وظیفه شکار، تهیه میوه های جنگلی از جنگلهای انبوه، ماهیگیری و مبارزه با امواج سهمگین اقیانوس در سواحل غربی و شرقی فیلیپین، شرکت در جنگ ها و نزاع های فردی و قبیله ای ، به عنوان نوعی الگوی پذیرفته شده در خانواده های بدوی، حفظ خانواده در محیط آنزمان، حمل چوب های سنگین برای ساخت خانه و کارهایی از این قبیل را به عهده داشت و مراقبت از حیوانات اهلی، کشاورزی مرسوم در زمین های اطراف محل زندگی ، تهیه لباس و پخت غذا از وظایف زنان محسوب می شد و شرایط زیست محیطی آن دوران جایی برای بروز پدیده هایی چون مردسالاری یا زن سالاری نداشت، پدیده ای که بعدها به خاطر شرایط ویژه به وجود آمد، البته نیروی بدنی مردان در مقایسه با زنان و روحیه نسبتاً خشن مردان در مبارزات بی امان با طبیعت، ضرورتاُ مرد سالاری ضمنی را به وجود آورد امّا نمی توان آنرا به عنوان یک اندیشه ثابت در ذهن مردم آنروز فیلیپین تلقی کرد. اسلام که چند قرن پیش از مسیحیت به فیلیپین آمد به خاطر وجود آداب و رسوم بسیار متداول در میان قبایل فیلیپین شکل روابط خانواده را تغییر زیادی نداد امّا آنرا قانومندتر کرد البته با توجه به روحیه ویژه اعراب و اینکه بازرگانان عرب عامل ترویج اسلام بودند تأثیراتی را بر مرد سالاری گذاشت امّا در عین حال تأکید اسلام بر رعایت حقوق زنان ومسئله زناشوئی در هر دو طرف معادله جنسیت در خانواده بود. اسلام زنان را مکلف به فرمانبرداری از مردان در امور زندگی کرد و مردان را نیز مکلف نمود حقوق زنان را نیز رعایت نمایند. بنابراین هر دو کفه ترازوی جنسیت در خانواده متأثراز این امرشد و در مجموع تعادل چون گذشته باقی ماند. علمی تر شدن محیط خانواده، هدفدارتر شدن معنی زندگی درآن ، تأکید بر پیوستن اعضای خانواده به جماعت و امت اسلامی، افزایش قدرت تفکر و منطق استدلال در میان خانواده ها، اجتماعی شدن خانواده ، که در واقع پیوستن به مسلمانان دیگر برای دفاع از سرزمین، عقاید و باورهای خانواده های آنزمان بود، از دستآوردهای دیگر اسلام در نقاطی بود که درآنها نفوذ کرد.

اگر چه دامنه گسترش اسلام در جزایر پراکنده آنزمان بیشتر در میندانائو و بعضاً در منطقه جغرافیایی ویسایاس مشاهده می شد امّا بررسی های تاریخی نشان می دهد که به نسبت جمعیت موجود در نقاط دیگر کشور، مسلمانان هم چنان در اقلیت بودند و هیچگاه اسلام در فیلیپین به صورت دینی غالب ، مگر در میندانائو، متجلی نشد.

۲-۱-دوران حکومت اسپانیا:

تا قبل از آمدن اسپانیایی ها گسترش سریع اسلام به خوبی مشهود بود امّا برخورد جامعه دور از سیاست آن زمان با مذهبیون سیاسی اسپانیا، کفه ترازو را به نفع اسپانیایی ها سنگین تر و زمان نیز همواره اسپانیایی ها را یاری نمود. از سوئی دیگر اسپانیایی ها با طرح شعار « خانواده ای که با هم دعا کنند همواره کنار یکدیگر می مانند » جای پای خود را در میان خانواده های فیلیپینی گشودند. با تسلط اسپانیایی ها در فیلیپین به تدریج مردان قدرت بیشتری یافتند و این قدرت نه تنها تا اواخر حکومت آنها در سال ۱۸۹۸ میلادی ادامه یافت بلکه بخشی از دوران استعمار آمریکا را نیز در بر گرفت.


۳-۱- دوران استعمار آمریکا:

سیری در سازو کار جشن های انقلابی ضد اسپانیائی، که در سالهای اواخر حکومت اسپانیا ، رخ داد نشان دهنده سهم ویژه زنان در میان انقلابیون است که در واقع نه تنها همراه با مردان خواستار آزادی سرزمین کشورشان بودند،بلکه اسپانیا را عاملی در افزایش برتری طلبی مردان بر خویش می دانستند. بنابراین ریشه جنبش های برتری طلبی زنان در دوره استعمار آمریکا و سپس ملحق شدن آنان به جنبش های طرفداری از تساوی حقوق زنان با مردان - فمینیست - آنروز اروپا در اواخر دوران اسپانیا شکل گرفت و به عنوان یک فرهنگ پذیرفته شده در آمد.

۴-۱-دوران معاصر:

روابط زنان و مردان در خانواده های فیلیپین متأثر از نوعی زن سالاری غیر علنی در اجتماع است که شمه ای از آن در سطور فوق بیان شد. این روابط بعدها تحولات زیادی را ایجاد نمود و جامعه امروز فیلیپین را شکل داد، موقعیت زن در خانواده و اجتماع امروز فیلیپین شکل ویژه خود را دارد و نقش های متعددی زنان به عهده دارند که در همین پژوهش مورد بررسی اجمالی قرار گرفته است و همچنان هم سو با اصل نظریه طرفداری برابری حقوق زن و مرد بطور فزاینده به پیش می رود و این امر را محقق می کند که ادامه زندگی طبیعی یک خانواده بدون پدر امکانپذیر است امّا بدون مادر تقریباً میسّر نخواهد بود.


۲-جایگاه خانواده به عنوان کوچکترین نهاد در اجتماع

۱-۲- چالش ها

آسیائی بودن، حفظ نسبی سنت های گذشته، پایبندی نسبی به مذهب و برخی دیگر از عواملی که بعداً از آن سخن خواهد رفت از ویژگی هایی است که خانواده را به عنوان هسته اوّلیه در اجتماع مطرح نموده است، امّا لیبرالیسم القائی با الگوی آمریکائی، پیوستن زن و مرد به یکدیگر برای تشکیل خانواده را تحت تأثیر قرار داده است. خانواده های سنتی تر هنوز مایلند مراسم ازدواج به عنوان پیمان مرد و زن با یکدیگر در کلیسا و با رعایت موازین مذهبی انجام شود در حالی که، خانواده های به اصطلاح امروزی روشنفکر، اگر چه حضور در کلیسا و همکاری با آنرا رد نمی کنند امّا اجباری برای ازدواج در کلیسا نمی بینند و ازدواج در مقابل قضات دادگستری انجام می شود. هر دو نهاد یعنی کلیسا و دولت نسبت به صدور گواهی رسمی ازدواج اقدام می کنند و از نظر قانونی هر دو گواهی معتبر است. بحث بر سر اقدامّات مردان و زنانی که حتی با وجود بر خورداری از فرزند یا فرزندان بدون داشتن پیمان ازدواج رسمی با یکدیگر زندگی می کنند نوشتار دیگری را می طلبد که از حوصله این مقاله خارج است و در عین حال عمومیت نیز ندارد امّا به هر حال خانواده متشکل از مرد و زن همراه با پیمان مشترک بین آنها به عنوان هسته اوّلیه اجتماع شناخته شده است و پدیده نامیمون ارتباط مردان با مردان و زنان با زنان که آفت بی بند و باری غرب است اگر چه در اجتماع دیده می شود امّا جایگاهی در قانون کنونی فیلیپین ندارد و نظر به حضور پر سر وصدای کلیسای کاتولیک رومی در این کشور بعید به نظر می رسد که حد اقل تا چند دهه آینده جنبه قانونی پیدا کند. اگرچه حامیان این پدیده زشت برای تدوین قوانین زندگی دوانسان همجنس تلاش فراوانی می کنند.

چالش های عمده ی زیر در برابر خانواده های فیلیپینی قرار دارد که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:

با توّجه به نیاز زنان به کار و کسب در آمد برای گذران زندگی خویش که در واقع حاصل تفکر تساوی حقوق زن ومرد است و نیز از تعهدات مردان در اداره امور زنان می کاهد عده زیادی از زنان از دهکده ها، شهرها و نقاط دور دست کشور به مراکز شهرها مهاجرت می کنند تا بخت خود را در کاریابی بیابند و همین امر تعادل عمده مردان و زنان را در شهرهای بزرگ چون مانیل برهم زده است و امکان برقراری روابط نسبتاً ساده بین زن و مرد چالش بزرگی را در استحکام خانواده ها در شهرها و مراکز پر جمعیت کشور به وجود آورده است . از سوئی پذیرش ضمنی و غیر علنی نوعی ارزش واهی مرسوم در میان خانواده های شهری ، که داشتن رابطه مردان با زنان بیشتر را چندان مانعی نمی بینند، تعداد شوهرانی که برای همیشه همسر رسمی و فرزندان خانواده اصلی خویش را ترک کرده و به سوی همسر دیگری رفته اند کم نیست و با ملاحظه اینکه چند همسری و جدائی زن و مرد در میان کاتولیک ها معمول نیست ، بلاتکلیفی و سر در گمی میان اعضاء برخی از خانواده های از هم پاشیده از عوامل مهمّی به شمار می آید که در افزایش تعداد کودکان خیابانی مؤثر است.

اشتغال به کار شمار کثیری از مردان و زنان در خارج از کشور، دور بودن یک سال ، و بعضاً بیشتر ، زن و مرد از یکدیگر که به دلیل کار مردان ویا زنان در خارج از مرزهای جغرافیائی فیلیپین به کرات دیده می شود از عوامل دیگری است که چالشی در برابر خانواده و استحکام آن به وجود آورده است. فیلیپین از نظر شمار کارگران و نیروی کار شاغل در کشورهای خارجی در رده های بالای آمار جهان قرار دارد و اگر چه کار در خارج از مرزهای این کشور خود یک عامل اقتصادی مثبت و در آمد زا محسوب می شود امّا آثار بد خود را برای استحکام خانواده های فیلیپینی باقی گذاشته است.


۲-۲ فرصت ها

وابستگی خاصی در میان خانواده های فیلیپینی مشهود است که ریشه در آسیائی و جهان سومی بودن و نیز تعلیمات مذهب کاتولیک ، به عنوان مذهب بالغ بر ۸۵ درصد مردم این کشور، دارد. همین امر فرصت های مناسبی را برای شکل گیری یک خانواده و ادامه حیات آن فراهم می آورد که در زیر به برخی از مهمترین آنها به طور کوتاه اشاره می شود:

 

حامیان مرد و حامیان زن: در مراسم ازدواج مرد و زن، افرادی به عنوان حامی مرد و زن دفاتر و مدارک مربوط به ازدواج را امضاء می کنند و مسئولیت آنان کمک های مالی و فکری به مرد و زن جوانی است که زندگی مشترک خود را آغاز می کنند. حل برخی از اختلافات زن و شوهر جوان نیز با کمک حامیان مرد و زن صورت می گیرد که به زبان محلی نام Ninong (مرد) و Ninang (زن) به آنها اطلاق می گردد. مطالعات و تحقیقات نشان می دهد وجود حامیان مرد و زن کمک معنوی و روحی فراوانی برای زن و شوهر جوان محسوب می شود.

پدر خوانده - مادر خوانده: هنگامی که کودکی غسل تعمید داده می شود مردان و زنانی به عنوان پدر خوانده و مادر خوانده مسئولیت نگهداری از کودک را ، در صورت بروز حوادث، مرگ و یا فقر پدر و مادر به عهده می گیرند و پدر خوانده ها و مادر خوانده ها بعضاً فرزند خوانده را در پرداخت هزینه های جاری زندگی و هزینه های تحصیلی نیز کمک و یاری می کنند. تعهدات حامیان مرد و زن، به عنوان پدرخوانده و مادر خوانده ، ضمانت اجرائی قانونی ندارد امّا با ضمانت اخلاقی همراه است که بی تأثیر نیست. از سوئی کمک اعضاء متمول خانواده به خواهران یا برادران برای ادامه تحصیل امری است که به طور تلویحی پذیرفته شده است.

نظر به فقر گسترده در فیلیپین آنچه به عنوان حامیان مرد و زن، پدر خوانده و مادر خوانده و تمایل برادران یا خواهران متّمول در کمک به خواهران و برادران نیازمند خود از آن یاد شد، نقش عمده ای را در استحکام خانواده ها ایفا می کند و عامل دیگری برای کاهش فشار روحی روانی در میان فیلیپینی هاست.

فصل دوّم


۱-وضعیت اقتصادی خانواده با توجّه به آمار سرشناسی وجمعیت شناسی


۱-۱- مشکلات اقتصادی ناشی از افزایش شمار فرزندان

این مشکلات از عوامل دیگری است که بر استحکام خانواده تأثیر بسیار بدی دارد. با توجّه به اینکه وضعیت اقتصادی خانواده با نگاهی به عوامل مختلف از جمله عوامل آمارگیری مردم مرور می گردد . در این جا تنها به برداشت عمومی بسنده می شود و بر این امر تأکید می گردد که رابطه مستقیمی بین استحکام خانواده و وضعیت اقتصادی و رفاه آن وجود دارد که نوعاًًًٌ شرایط نامطلوب اقتصادی ، استحکام خانواده را تهدید می کند.

۲-۱- هزینه بالای تحصیلات

این بخش در مبحث وضعیت اقتصادی خانواده مورد ارزیابی قرار می گیرد و از عوامل ناتمام ماندن تحصیلات است. ناتمام ماندن تحصیلات فرزندان خانواده های زیر سطح متوسط رو به پائین که ضامن در آمد بهتر در آینده کُل اعضاء خانواده است از عوامل دیگر چالش زا در خانواده به شمار می آید.

۳-۱ حجم خانواده و مشکلات ناشی از افزایش آن

فیلیپین از جمله کشورهائی به شمار می آید که نتواسته است افزایش جمعیت را مانند چین عاملی برای افزایش تولیدات خویش کند.

مطالعات بسیار عمیقی در سطح مطالعه تحلیلی اجزاء - میکروآنالیزر- در ابعاد مختلفی صورت پذیرفته است که در آن عوامل وابسته به جمعیت از قبیل غذا، مسکن، شغل، آموزش و پرورش، بهداشت، مهاجرت به شهرها، رشد جمعیت، ساختار نسبی جمعیت ، بررسی نمونه های رفتاری جمعیتی به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است تا رابطه بین رشد جمعیت و امکانات و رفاه مردم به خوبی روشن شود. مطالعات انجام شده به ویژه مطالعات گروه دانشگاه یو.پی. تحت سرپرستی دکتر کانسپشون نشان داد، افزایش جمعیت رابطه معکوس با رفاه، سرعت در دستیابی به اهداف و استفاده از فرصت های موجود حتی رفتار در خانواده فیلیپین دارد این مطالعه از این جهت با اهمیت تلقی گردید که نه تنها رفاه را به عنوان عاملی وابسته به اقتصاد مّد نظر قرار داد بلکه پیگیری برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده، استفاده از فرصت های موجود برای خانواده در ارتقاء سطح اقتصادی و اجتماعی و اثر افزایش جمعیت را بر رفتار عمومی خانواده ها بررسی نموده و سعی کرده است زوایای ناشناخته رابطه میان رشد جمعیت، و عوامل مطرح در موضوع جمعیت را مشخص نماید. دکتر کانسپشون کاهش حجم خانواده در فیلیپین را تنها راه حل مشکلات موجود اقتصادی خانواده ها قلمداد و اعلام کرد کاهش شمار فرزندان از ۲ تا ۳ فرزند به یک تا دو فرزند تأثیر بسیار زیادی را بر مخارج، استفاده بیشتر از خدمات موجود در جامعه و رفاه خانواده می گذارد و تفاوت در رفاه خانواده از نسبت عددی ۲ و ۳ به ۱ و ۲ بزرگتر است و کاهش یک فرزند تنها یک فرصت را برای فرزندان دیگر و رفاه خانواده فراهم نمی کند بلکه تصاعدی عمل می نماید. مطالعات مقایسه ای افزایش جمعیت نشان می دهد طی یکصد سال از ۱۸۱۴ تا ۱۹۱۴ میلادی افزایش جمعیت مناطق شمال آمریکا ۳۰ میلیون نفر بود، در حالی که همین افزایش ۳۰ میلیونی در فیلیپین به مدت سی سال و از ۱۹۳۹ تا ۱۹۶۹ رخ داد. مقایسه این دو امّار به وضوح نشان دهنده سرعت رشد جمعیت در فیلیپین است. که دلیل عمده آن نبود یک سیاست مردمی در زمینه کاهش رشد جمعیت است که در بخش دیگری از این تحقیق مورد بررسی اجمالی قرار خواهد گرفت. جمعیت فیلیپین بین سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۴۸ میلادی به دو برابر افزایش یافت. عوامل دیگری نیز علاوه بر زاد و ولد باعث افزایش جمعیت شد از جمله: طولانی تر شدن عمر متوسط فیلیپینی ها، زنده زائی و امکان بارداری مادران در سنین بالاتر، که نتیجه مستقیم دسترسی به انواع داروهاست.

در حال حاضر نه تنها نسبت فرزندان خانواده های متوسط وفقیر از عدد ۲ و ۳ گذشته است بلکه به ۵ و ۶ نیز رسیده است و از هر ۶ فرزند ۵ نفر زنده می مانند.

طرح های ارایه شده از قبیل افزایش سن ازدواج ، که عاملی برای کاهش فرزندان بیشتر است ، نیز به دلیل نبودن سیاستی مدون به نتیجه نرسیده و اصولاً نتوانسته است پاسخگوی مشکل افزایش جمعیت و در نتیجه کمبود منابع شود. از سویی افزایش سن ازدواج که عموماً آفت غرب است ، آسیب های اجتماعی جدّی دیگری را به وجود آورده که بنیاد و هسته اوّلیه اجتماع یعنی خانواده را هدف قرار داده است بنابراین افزایش جمعیت خانواده به طور دلخواه اعلام گردید. با توّجه به احساس مسئولیت کمتر مردان در جامعه کنونی فیلیپین مسئولیت عدم تنظیم خانواده بیشتر متوجه آنها است. معضلات اقتصادی ناشی از افزایش حجم خانواده که شامل هزینه غذا، مسکن، لباس، تحصیل و بهداشت می شود، به شرح زیر و به اجمال مورد بررسی قرار گرفته است :

۴-۱- حجم خانواده و هزینه تغذیه

مطالعات نشان می دهد که افزایش شمار اعضا خانواده دلیل کاهش استفاده از مواد غذایی است و در نتیجه افزایش حجم خانواده و محدود بودن در آمد باعث می شود خانواده نتواند غذاهای سرشار از مواد مورد نیاز کودکان و مادران باردار را تأمین کند که این مسئله عامل مهمی در سوء تغذیه عمومی خانواده هاست. بنابراین با افزایش حجم خانواده هزینه غذا نیز افزایش می یابد و این افزایش، سبب کاهش امور رفاهی دیگر می شود.

۵-۱- حجم خانواده و هزینه مسکن

در حال حاضر هزینه مسکن در میان خانواده های متوسط و فقیر فیلیپین ، که اکثر جمعیت این کشور را تشکیل می دهند ، در رده دوّم بعد از هزینه غذا قرار دارد، امّا نتایج تحقیقات مختلف نشان می دهد با افزایش حجم خانواده ، که ضرورتاٌ نیاز به مسکن بزرگتری است ، هزینه غذا کاهش می یابد زیرا، کاهش هزینه مسکن منوط به عوض کردن محل سکونت به محل کوچکتر با امکانات کمتری است که به خاطر بافت عمومی جامعه، مسکن ارزان تقریباً یافت نمی شود و در صورت یافتن مسکن ارزانتر فاصله آن با مراکز شهرها ، که اصولاً درآمد زا است ، هزینه رفت و آمد را به نان آور و یا نان آوران خانواده تحمیل می کند که هزینه بالایی است، بنابراین هزینه مسکن از جمله هزینه هایی نیست که در اثر افزایش حجم خانواده بتوان به آسانی آن را کاهش داد .

۶-۱حجم خانواده و هزینه پوشاک

قریب به ۲۰/۱ در آمد کُل خانواده صرف خرید پوشاک در میان خانواده های فیلیپینی می شود که یکی از نیازهای اوّلیه انسانی است. ذهنیت ویژه فیلیپینی اثرات خود را در نتایج تحقیقات مختلف درباره ی پوشاک عیان کرده است به طوری که رابطه حجم خانواده و افزایش هزینه پوشاک همواره مستقیم است یعنی کمتر خانواده ای در فیلیپین حاضر است لباسی را بپوشد که کسر شأن خانواده باشد بنابراین صرف یک بیستم در آمد خانواده برای خرید پوشاک معمول است به طوری که حجم خانواده و افزایش هزینه های دیگر باعث نمی شود از هزینه لباس کاسته شود و بار این تغییرات بر روی سایر هزینه هاست. افزایش حجم خانواده بر کیفیت و محل خرید لباس نیز اثر می گذارد.


۷-۱ حجم خانواده و هزینه آموزش

آرزوی هر پدر و مادری در فیلیپین رسیدن فرزندان آنهابه سطح دانشگاهی است و برخی سعی می کنند با فروش اموال ، دارایی و تلاش همه جانبه خود هزینه بالای تحصیلات فرزندان را تأمین نمایند. بنابراین افزایش حجم خانوده از تمایل پدر و مادر در دستیابی فرزندان به آموزش عالی نمی کاهد امّا هزینه تحصیلی فرزندان به ناچار از امکانات دیگر می کاهد و همه کودکان آسیب می بینند و در این صورت فرزندانی که بخت یافتن کار پاره وقت را پیدا کنند امکان پرداخت هزینه تحصیلی بالاتر را خواهند داشت. عوامل دیگری از جمله استعداد و تفاوت در تمایل فرزندان برای پرداختن به آموزش و کسب مدارج بالاتر دراعضاء یک خانواده مؤثر است. وجود مراکز گوناگون آموزشی متعلق به بخش خصوصی و برخی ممتاز امکان آموزش را برای علاقه مندان فراهم آورده است، بنابراین عامل اقتصادی نقش بالایی را در ساختار آموزش اعضاء خانواده بازی می کند و ترک مدرسه و دانشگاه کمتر به دلیل نداشتن توانایی ذهنی است بلکه به خاطر تأمین مخارج آن است .


۸-۱ حجم خانواده و هزینه بهداشت و دارو.

هزینه بهداشت و دارو نیز مانند هزینه غذا با افزایش حجم خانواده افزایش می یابد امّا نظر به اینکه تمام اعضاء خانواده همچون گذشته نیاز به هزینه های بهداشتی دارند بنابراین تقسیم افزایش هزینه دارو ، که در موارد اضطراری به طور طبیعی برهزینه های دیگر تأثیر می گذارد، باعث کاهش سهم هر یک از اعضاء خانواده از هزینه داروئی می گردد و خانواده را مجبور به استفاده دارو با کیفیت پایین تری می کند و اگر امکان پذیر نباشد خرید ۲/۱ یا ۳/۱ و در مواردی ۴/۱ نسخه امری عادی بوده و این در حالی است که با کاهش میزان دُوز دارویی سعی می شود حداقل دستور پزشک در تعداد دفعات استفاده از دارو رعایت شود که مزمن شدن برخی از امراض و ادامه آثار مخرب بیماری، بخشی از نتایج آن است.


۹-۱- تحقیقات خرد جامعه شناسی در زمینه حجم خانواده

تحقیقات خرد جامعه شناسی در فیلیپین حاکی از ادامه تفکر معاصر در میان ساکنان شهرهای کوچک و نقاط دور دست و پراکنده در جزایر مختلف است. بررسی نتایج حاصل از تحقیقات عمیق و همه جانبه می تواند تا حدودی دلیل علاقه وافر خانواده های فیلیپینی به داشتن خانواده ای با حجمی بزرگتر را بیان کند. تفکرات عمده معاصر به قرار زیر است:


۱-۹-۱- زندگی اکثر مردم مبتنی بر کشاورزی و ماهی گیری است، پدر و مادر ها در بسیاری از شهرهای کوچکتر و مناطق جنگلی، کوهستانی و جزایر پراکنده به ارزش اقتصادی کودکان عقیده دارند و از سوئی آنها را ضامنی برای تأمین دوران پیری خویش می شمارند.

۲-۹-۱-باور داشتن به برخی از ضرب المثل ها و واژه های قدیمی که کودکان را ثروت خانواده قلمداد می کند از عوامل دیگر مؤثر است.

۳-۹-۱- مفهوم مردانگی و قدرت یک مرد که میراث دوران قبیله نشینی اقوام فیلیپینی است، بر تصمیم مردان در رعایت تنظیم خانواده مؤثر است.

۴-۹-۱- بیم از عوارض جانبی داروهای ضد بارداری که با به کار گیری وسایل تنظیم خانواده که در بدن زنان قرار داده می شود ، همواره ذهن خانواده های فیلیپینی را به خود مشغول می کند.

۵-۹-۱-اگر چه کار کردن زنان در ادرات و مؤسسات خود نیز عامل کاهش تمایل آنان به بارداری پی در پی است امّا این امر صرفاً در شهرها و مراکز شهری صدق می کند و اکثر مردم فیلیپین را شامل نمی شود که در چند هزار جزیره پراکنده اند.

۶-۹-۱-وجود شبکه های تأمین اجتماعی، که به زن وشوهر امکان برخوداری مستقل و جداگانه از امکانات سازمانهای تأمین اجتماعی را می دهد ، عاملی در کاهش همکاری مردان و زنان در زندگی زناشویی و مشاوره مشترک با مشاورین خانواده شده است. همین امر در تساوی حقوق و امکانات مرد وزن نیز صادق است و از همکاری متقابل و نزدیک تر مردان با همسرانشان می کاهد تا آنجائیکه نقش ویژه ای را به زنان داده است و زنان درمقام خاصی قرار گرفته اند و ندای زن سالاری از آن ها به گوش می رسد. این مبحث در جای خود موردنقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

۷-۹-۱-فاصله طبقاتی موجود امکان به کارگیری خدمتکار را برای شوهران و همسران فراهم نموده و از نگرانی مراقبت از فرزندان کاسته است بنابراین داشتن تعداد فرزندان بیشتر معضل جدّی و غیر قابل حّل برای زن و شوهر کارمند به وجود نمی آورد.

تحقیقات درباره ی میزان علاقه مندی خانواده های فیلیپینی در داشتن فرزندانی بیشتر همچنان ادامه دارد و همانگونه که قبلاً اشاره شد تا کنون پاسخ قطعی و روشنی یافت نشده است امّا تحقیقات و تلاش برای یافتن چراها؟ عوامل دیگر این رابطه را مشخص نموده است که در بالا به طور اجمالی مورد بررسی قرار گرفت.


۲- برنامه آموزش جمعیت

فیلیپین از نظر مساحت در رده پنجاه و هفتمین کشور جهان و از نظر جمعیت در رده شانزده هم قرار گرفته است. و در صد رشد جمعیت به طور معمول در حد ۳ در صد نوسان دارد که عدد بالایی محسوب می شود.

با توجّه به بروز تدریجی معضلات اقتصادی ، که در دهه هفتاد آثار اولیّه خود را نشان داد ، برنامه آموزش جمعیت در سال ۱۹۷۲ میلادی زیر نظر وزارت آموزش و فرهنگ آغاز به کار کرد. سازمانهای دیگری چون کمیسیون امور جمعیت و اداره ملّی اقتصاد و توسعه و سازمانهای جمعیت شناسی وابسته به سازمان ملل متحد نیز به یاری سازمان نوپا شتافتند. کارشناسان عمده دیگری کار تحقیق برای چگونگی اموزش جمعیت را آغاز کردند و وظایف واحد نوپا را به سه بخش اموزش مدرسین، تحقیقات و ارزیابی تقسیم کردند، نخستین واکنش خانواده ها به برنامه های سازمان پی.ایی.پی. این بود که سازمان مذکور در واقع سازمان تنظیم خانواده است و عده ای نیز آنرا سازمانی قلمداد کرده اند که تنها آموزش مسایل زناشویی را دنبال می کند و همین امر اجرای برنامه های سازمان یاد شده را با کندی روبرو کرد. با بروز مشکل کنُدی در اجرا برنامه ها تحقیقات جدیدی برای یافتن راه های نوین، تلاش در امر آموزش آغاز شد و این بار، آگاهان سعی در بیان مفهوم و اهداف آموزش جمعیت کردند. در همین راستا استیفن ویدرمن عضو شورای جمعیتی نیویورک آموزش عمومی را با مفاهیم زیر تعریف کرد: آموزش عمومی عبارت از مرحله ای که شرکت کننده در این آ موزش به تحقیق در باره ی طبیعت و مفاهیم زیر می پردازد: تغییر جمعیت ، مراحل تشکیل جمعیت ، ویژگی های جمعیت ، دلیل تغییرات جمعیتی و نتایج حاصل از تغییرات در مفاهیم فوق. سازمان یونسکو نیز به نوبه خود تعریف خاصی را برای آموزش عمومی ارائه داده است . بر اساس این تعریف آموزش عمومی ، عبارت از برنامه آموزشی که امکان مطالعه جمعیت را با توّجه به عوامل خانواده، اجتماع، ملت و جهان فراهم کرده و به شرکت کنندگان در این آموزش امکان توسعه دیدگاههای منطقی ، امعان نظر مسئولانه و اقدام درخصوص شرایط موجود داده می شود. از سوی دیگر بسیاری از آگاهان امور جمعیتی عقیده دارند، آموزش عمومی امکان بررسی و تحقیق در باره آن را فراهم می کند و به آموزش دیدگان امکان می دهد موارد متعدد تأثیرگذار بر جمعیت از جمله عوامل فیزیکی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و زیست محیطی را بررسی نمایند. آموزش عمومی در مجموع اهداف زیر را دنبال می کند:

الف- یافتن روش های اندازه گیری معیار ها و برنامه های جمعیتی

ب - شناخت میزان باروری مردان و زنان، نرخ مرگ و میر و تولد

پ - شناخت رفتار جمعیت در مهاجرت با توّجه به عوامل زمانی و مکانی

ت - شناخت عوامل توسعه اقتصادی، تولیدات بیشتر غذایی، توسعه بهتر بهداشت و خدمات دیگر مورد انتظار.

ث - شناخت محیط زیست و منابع طبیعی موجود میان جمعیت ها.

ج - شناخت نیروهای سیاسی، اجتماعی جمعیت

چ - شناخت سیمای روانشناسی در زندگی مردم

ح - شناخت رفتار جنسی جمعیت مورد مطالعه و مراحل تولید مثل

خ - شناخت اندیشه ها ، عقاید و اقدامات جاری در اجتماع که بر میزان باروری و مرگ و میر ، تولد و مهاجرت تأثیر می گذارد

د – آثار افزایش جمعیت و سایر تغییرات ناگهانی در آن .

پیگیری و شناخت اهداف و انجام موارد فوق از یک سو عامل مهمی در توجه بیشتر منطقی و مسئولانه در مورد حجم خانواده است و از سوی دیگر فراهم کننده مهارت و آگاهی در زمینه برنامه ریزی و تصمیم گیری در امور جمعیتی است بنابراین سازمان پی.ایی.پی ، با توّجه به آنچه در بالا ذکر شد ، مطالعات و بررسی های جمعیتی خود را دنبال کرده است.


۳- مشکلات جمعیتی از دیدگاه جامعه شناسی

مشکلات جمعیتی از دیدگاه جامعه شناسی نیز از عوامل دیگر و مهم سرشناسی مردم و جمعیت شناسی است، جمعیت به معنای عام آن متشکل از خانواده های متعدد است که دامنه گسترش آن از چند خانواده تا چند هزار و چند میلیون خانواده می رسد. آگاهی از جامعه شناسی مشکلات جمعیتی فرصت دست یابی به مفروضاتی را مهیّا می کند که زیر مجموعه عوامل مهم سرشناسی مردم است ، از سویی عوامل اجتماعی واقتصادی نقش بالایی را در استحکام و ادامه زیست یک خانواده دارد. در این جا ادامه زیست به معنای تلویحی آن یعنی ادامه نقش ها و وابستگی اعضاء یک خانواده به مجموعه ای است که خانواده نامیده می شود.

یکی از نشست ها درخصوص خانواده که در دهه هفتاد در فیلیپین برگزار شد کار خود را با شعار " خانواده کوچک خانواده ای شاد است " آغاز کرد. انتخاب این شعار با توجه به عوامل اجتماعی، فرهنگی موثر تهیه شد زیرا گسترش عمومی حجم خانواده آثار مخرب خود را نشان داد. از آن تاریخ تا کنون بسیاری از نویسندگان و فرهیختگان به دنبال پاسخ این سئوال بوده اند که چرا خانواده های فیلیپنی به رغم مشکلات موجود خواستار خانواده ای پر جمعیت هستند؟ تا کنون پاسخ جامع و قطعی برای سئوال فوق یافت نشده است امّا آنها به این نتیجه رسیده اند که پدیده تمایل به داشتن خانواده ای پر جمعیت معلول عواملی چند است که از آن جمله عامل مشترک اجتماعی فرهنگی است. بسیاری از صاحب نظران عامل مشترک اجتماعی- فرهنگی را از عواملی می دانند که نقش بالایی را در تمایل مردم به داشتن خانواده ای پر جمعیت ایفا می کند. افرادی که عوامل و بروز مشکلات جمعیتی را معلول رعایت نکردن تنظیم خانواده می دانند بر این امر معترفند که این مسئله رابطه مستقیم با عامل اجتماعی- فرهنگی دارد فرهنگی که نشأت گرفته از عقاید دینی است و در جای خود مورد بحث قرار خواهد گرفت.

دکتر فیلیپه لاندا از محققان امور خانواده طی تحقیقاتی در پاسخ به سئوال حجم خانواده در فیلیپین به این نتیجه رسید: حجم خانواده پاسخی به شرایط موجود اجتماعی-فرهنگی جامعه است و اینکه همواره از خانواده ها خواسته شود تا از افزایش اعضاء آن جلوگیری کنند، نتایج ضعیفی حاصل خواهد شد. بلکه ساختار اجتماعی – فرهنگی جامعه را باید به گونه ای تغییر داد که نیاز به داشتن خانواده با حجم کمتر مطلوب باشد. اگر چه به نظر می رسد نظریه فوق نظریه صحیحی است و در دراز مدت نتیجه بخش خواهد بود امّا سرعت افزایش جمعیت به حدی رسیده است که طرحهای بلند مدت جوابگوی نیازهای فعلی و آینده نزدیک نخواهد بود، زیرا عوض شدن فرهنگ یک جامعه نیاز به زمانی طولانی داشته و در مواردی عملی نیست مگر اینکه مجموعه ای از طرح های بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت همزمان اجرا شود و این امر مستلزم هزینه های بسیار سنگینی خواهد بود که دولت فیلیپین به تنهایی نمی تواند پاسخگوی آن باشد و به همین دلیل است که برخی خواستار اجرای سیاست های تند روانه از سوی دولت هستند تا انفجار جمعیت را مهار نماید که این مسئله نیز، با توّجه به سیاست های کلیسا ، که در همین تحقیق از آن سخن خواهد رفت و ناهماهنگی های موجود، امکانپذیر نخواهد بود. بررسی مباحث مطروحه در سطح مطبوعات، رسانه ها، دانشگاه ها و مجامع دولتی و غیر دولتی در مجموع خبر از وجود سه مکتب فکری در زمینه معضلات جمعیت فیلیپین می دهد. مکتب فکری اوّل بهبود ارتباطات با خانواده ها و آموزش دائمی انها را توصیه می کند. مکتب فکری دوّم صحبت از مدیریت جمعیت می کند که خود نیاز به پیاده کردن ساز و کار پیچیده ای دارد و تخصیص منابع و فرصت استفاده از امکانات و در مقابل بازدهی جمعیت را می طلبد که کار را در عمل با مشکلات عمده ای مواجه می کند و مکتب فکری سوّم تغییرات اجتماعی – فرهنگی بافت جمعیت و در نتیجه بافت خانواده است که سخنی کوتاه از آن مطرح شد.


۴- بررسی اجمالی دیدگاه روانشناسان در زمینه مشکل جمعیت در فیلیپین


خانم دکتر لوردس لاپوز از مسئولین بخش روانشناسی بیمارستان پی.جی.اچ. مانیل وابسته به دانشگاه فیلیپین (U.P)سئوال دیگری را در این زمینه مطرح کرده است، نامبرده با آگاهی از امور فرهنگی در فیلیپین و داشتن دیدگاه های روانشناسی سئوالی را به شرح زیر مطرح می کند :

" آیا والدین در فیلیپین در انتخاب خود آزادند؟ " که اشاره به آزادی انتخاب حجم خانواده است. پرسش نامبرده در محافل علمی فیلیپین بازتاب وسیعی داشته که، آزادی انتخاب تعداد فرزند را به عنوان یک حق اجتماعی و نگرش به وجدان والدین قلمداد می کند. تلاش دکتر لاپوز در یافتن پاسخ سئوال فوق به خوانندگان نوشته ها و تحقیقات وی حداقل کمک می کند تا تفاوت بین فلسفه انتخاب آزاد تعداد فرزندان و روانشناسی آن را بیابند.

از دیدگاه فلسفی سئوال درباره آزادی اجرای کار یا تصمیم برای اجرای کاری مطرح نیست بلکه انتخاب آزاد انسان را بدین گونه تعریف می کند، کاری که فرد با توّجه به انتخاب و محدویت های خویش انجام می دهد و در همین رابطه وجدان فرد به میدان آمده و بر تصمیم او اثر می گذارد.

از زاویه دید روانشناسی، تصمیم فرد در خانواده بر محورهای روانشناسی- فرهنگی و اجتماعی قرار دارد و آن را تداخلی از برخورد عواملی می داند که موجب گرفتن تصمیم می شوند و در نتیجه تصمیم برای مجموعه ای از اضداد وقایع غیر قابل پیش بینی را به وجود می آورد و در این جاست که وجدان فیلیپینی با دو نیروی متضاد راهنمایی می شود، از یک سو انتخاب حجم خانواده و بزرگی آن که شدیداٌ دنباله رو عقیده ، سنن و ارزش های موجود در خانواده فیلیپینی است و از سوی دیگر زن و شوهر فیلیپینی با جهانی پیشرفته روبرو هستند که از آنها می خواهد ارزش های سنتی خویش را بازسازی و بر اساس اصول قابل قبول دنیای امروزی منطبق نمایند، ارزش هایی ، که بعضاً از طریق جامعه ای بر خانواده القا می شود که بخشی از همان جامعه است. خواست جامعه امروز رعایت تنظیم خانواده، رفتار جنسی خاّص و زندگی با هیولای تجدد گرایی است. بنابراین دکتر لاپوز به این نتیجه می رسد، بسیاری از مردم فیلیپین نمی خواهند آزاد باشند و نمی خواهند دائماً با مواردی برخورد نمایند که آنها را مجبور به اتخاذ تصمیم نماید و به این ترتیب بسیاری از فیلیپینی ها از آزاد بودن می ترسند زیرا هزینه آزادی ، که در آن لزوم خود باوری و مسئولیت نهفته است قیمتی سنگین دارد و عده کمی مایلند که آن را بپردازند بنابراین بسیاری از والدین فیلیپینی دوست دارند که آنها را در گرفتن تصمیم راهنمایی کنند. البته عده ای از روانشناسان و جامعه شناسان دیدگاهها و نظرات دکتر لاپوز را رد می کنند امّا به هر حال بررسی ها در جامعه فیلیپینی نشان می دهد که پذیرش زیر دست بودن از ویژگی های آنها است و این امر شاید یکی از عمده دلایلی باشد که استعمارگران براحتی بر این ملّت حکمرانی کرده اند از سویی دیگر وقتی رفتار انسان واکنشی به فشارهای پی در پی خارجی باشد این فرد از زاویه دید روانشناسی نمی تواند آزاد فکر کند و عمل نماید و به طور طبیعی استقلال بیشتری نخواهد داشت، زیرا رابطه معکوس بین پذیرش فشارهای خارجی و آزادی در تصمیم گیری وجود ندارد و تحمل فشار بیشتر، کاهش در آزادی تصمیم گیری و تأثیر پذیری کمتر از نیرو های خارجی را به همراه خواهد داشت، در این جاست که نقش تربیت ذهن انسانی در انتخاب بین خوبی وبدی، عمل صحیح و غلط به خوبی نمایان می شود وتعادل بین ذهن فرد و واقعیات اجتماعی نقش حیاتی پیدا می کند. زیرا حذف کامل هر دو امکانپذیر نیست. اعتبار هر دو عامل روانشناسی فرد که بر اساس شرایط ذهنی و سنی فرد است به ناچار با گذشت زمان به طور دائم تغییر می کند.


۱-۴- انتخاب یک فیلیپینی

در فیلیپین ، به عنوان کشوری در حال توسعه، مردم آموخته اند که چگونه خود را با فرهنگی ، که بعضاً دارای ابعادی متضاد با یکدیگر است، سازگار نمایند، برخی از این پدیده های اجتماعی بی انتها بوده و همین امر بر پیچیدگی تصمیم گیری آنها افزوده است و در مجموع فرد فیلیپینی به دنبال دلیلی بر تأئید اجتماعی آن می گردد.

نقاط قوت وضعف یک فیلیپینی همیشه در حال نوسان است. برخی از این نوسانات برای ایجاد تغییر تابع فشارهای خارجی است که تقریباً بر تمامی جوامع در حال توسعه جهان سوّم وارد می شود. سرعت بخشیدن به تغییر فرد و خانواده در فیلیپین که خواست نیروهی خارجی فشار آورنده است و به دلیل اینکه سیر طبیعی خود را طی نمی کند، همواره باعث ایجاد شکافهای عمیقی در ابعاد مختلف خانواده می شود.

اکثر خانواده های فیلیپینی خانواده هایی هستند که با مشکلات مالی در گیرند و نیاز مالی به عنوان یکی از نیازهای اوّلیه آنها را زمین گیر کرده است، حال چگونه فشار بر خانواده را برای بالا بردن سطح آن می توان ارزیابی کرد. درست مانند جسم قابل انعطافی که به زمین چسبیده است و یک سوی دیگر آن را به طور مرتب بالا می کشند، که طبیعتی است تحمل این کشش اندازه ای دارد و این مسئله از عمده پاسخ های ارایه شده در برنامه های ویژه تنظیم خانواده و آموزش جمعیت و برنامه های دیگری قلمداد می شود که اصولاً ره آورد غرب است.


۲-۴- آگاهی فیلیپینی

فیلیپینی ها در انتخاب تا چه میزانی آزاد هستند؟ به عبارتی دیگر آگاهی فیلیپینی در اجرای روش های اجتماعی تنظیم خانواده تا چه حّد از اصالت و درستی برخودار است. آیا مهار زاد و ولد و محدود کردن هر خانواده به تک فرزندی امکانپذیر است؟ در این جا نیز عقاید و سنت فیلیپینی حرف نخست را می زند و تنظیم ساختار خانواده بر اساس روش های جامعه بزرک امروزی با مشکل روبرو می شود. جامعه فیلیپینی ، متأثر از آثار استعمار طولانی و سنت های قبیله ای ، داشتن فرزندان بیشتر را به آن القا می کند و در نتیجه آن را می پذیرد.


۳-۴- نقش قوانین سنتی در خانواده فیلیپینی

نقش جنسیت مرد و زن و اثر آن در وظایف والدین بر اساس آداب و سنن تعریف شده است. زن فیلیپینی تقریباً همه وظایف مربوط به بزرگ کردن کودکان خویش را به عهده دارد و روابط عاطفی با فرزندان را همواره حفظ می کند و همین امر باعث شده است تا از عاطفه بیشتر و شناخت بهتری برخوردار باشد. داشتن همین نقش مادری توأم با مسئولیت پذیری، زن فیلیپینی را در موقعیت خوب اجتماعی قرار داده و او را به یک فرمانده نسبی تبدیل کرده است. مردان، نان آوران خانواده محسوب می شوند، امّا در همین بخش زنان نیز با توجه به مسئولیت پذیری، کار می کنند و بنابراین حرفی برای گفتن دارند. اعتماد به نفس نسبی زن فیلیپینی، که در اثر مشقات حاصل از مسئولیت سنگین اداره کودکان به اضافه در دست داشتن پول که با کارکردن او حاصل می شود ، او را در موقعیتی خوب قرار می دهد که امکان امر و نهی و تصمیم گیری پیدا می کند. مردان بر اساس آداب و سنن مرسوم، کودکان را به دست مادران می سپارند امّا از مرد در مجامع، همواره به عنوان رئیس خانواده یاد می شود که بیشتر جنبه تشریفاتی دارد. داشتن این نقش نیز به خاطر قدرت بدنی بیشتر و مرد بودن اوست، بنابراین در ایجاد روابط با دیگران، به غیر از همسر خویش ، بازتر عمل می کند زیرا اگر فرزند یا فرزندان دیگری نیزمتولد شوند، مسئولیت بر عهده زن دیگر است و اوست که با تحمّل صدمات مختلف و با کمبود امکانات مالی ، که بعضاً ناشی از همسر دوّم یا سوّم غیر علنی مرد است ملزم است کودکان را بزرگ نماید. نا گفته نماند تعداد مردانی که همسر و خانواده را ترک کرده و به سوی زن دیگری رفته اند رقمی قابل ملاحظه و تعمق است.


۴-۴- خود تربیتی و مسئولیت پذیری در خانواده

بسیاری از آگاهان و فرهیختگان معتقدند که القاء نیاز به خود تربیتی و مسئولیت پذیری به افراد خانواده معنای بیشتری را به واژه آزادی در زندگی خانوادگی می بخشد. این نظریه بیشتر متوّجه مردان می شود. ایجاد فرصت نمودن برای فیلیپینی به منظور آگاهی بیشتر از عواملی که تصمیم گیری او را امکان پذیر می کند و عهده دار شدن مسئولیت که خود تنظیم کننده ذهنیت و تفکر فرداست نقطه تعادلی را بین منافع فرد و آنچه خواست اجتماع است به وجود می آورد. واگذاری مسئولیت ها هر دو آسیب پذیری فرد را افزایش می دهد. بنابراین دادن مسئولیت باید تدریجی و بر اساس نیازهای موجود باشد. در این جا نقش رهبران به خوبی نمایان می شود. داشتن عقیده مبنی بر ضرورت دادن مسئولیت و القاء تفکر خود تربیتی مستلزم این است که رهبران خود نیز از آن برخوردار باشند. واقعیت غیر قابل انکار این است که دادن مسئولیت بیشتر باید با آگاهی از حقوق و احترام به حقوق دیگران همراه باشد و تنها در این خلاصه نشود که رهبران خواستار دادن آن باشند بلکه افراد و خانواده ها نیز باید آن را بپذیرند.


۵-۴- نیروهای خارج از محدوده خانواده

چگونگی تطبیق خانواده با اجتماعی که خانواده متعلق به آن است از معضلات خانواده فیلیپینی است که ذهنیت آن را به خود مشغول می دارد. یک خانواده سعی می کند به طریقی خود را وابسته به اجتماعی نماید که در آن زندگی می کند زیرا به این ترتیب شامل مجموعه ای از مزایا می شود، اگر چه برخی از آزادی های خود را از دست می دهد اما این خود از عمده دلایلی است که پیوستن خانواده ها به سازمان های مختلف در فیلیپین امری معمول و مرسوم قلمداد شده و خود جوشی سازمان های غیر دولتی در این کشور بسیار مشهود است.

پیوستن به گروه های اجتماعی ، امنیت بیشتر انجام امور و مسئولیت های ناشی از آن را برای یک خانواده فیلیپینی به ارمغان می آورد. اگر پیوستن به گروه های اجتماعی علاوه بر داشتن نفوذ ، شامل منافع مالی نیز بشود ، سرعت بیشتری در این پیوستن حاصل می گردد.


۶-۴- هیولای تجددگرایی ( مدرنیزه شدن )

برخی از فرهیختگان و متفکران می گویند: فناوری که باید در خدمت بشر و آزاد کردن او از بسیاری از سختی ها باشد خود عاملی در به اسارت کشیدن بشر شده است و او را از اصالت خویش باز داشته است. پیروان این مکتب فکری، ریشه بسیاری از سرکشی ها و شورش های جوانان در جوامع صنعتی را نتیجه مستقیم فشار اسارت فنآوری بر انسان می دانند، فشاری که ماهیت انسانی و ارزش های موجود را تحت الشعاع قرار داده است. فرهنگ مقابله با مشکلات عصر الکترونیک نیز مسیر انسانیت را دچار انحرافاتی کرده است بنابراین جستجوی آزادی های فردی از عصر الکترونیک با آن چه جستجو به عنوان آزادی در جوامع جهان سوّم قلمداد می شود تفاوت زیادی می کند، مردم جهان سوّم پس از تلاش برای تجدد گرایی خود را در اسارت تار و پود های دیگری می بینند که متشکل از سیم ها ، امواج و دستگاه های مختلف و پیچیده است که با احساسات انسانی تفاوت می کند و در این جاست که در مبانی اعتقادی انها خلل وارد شده زیرا اعتقادات را با دنیای مدرن عوض کرده اند. بنابراین بعد از مدت کوتاهی آسایش موقت دستیابی به زندگی مدرن را با همه وجود احساس می کنند، نداشتن درک مفاهیم تعریف شده مبنی بر اینکه فنآوری و زندگی مدرن تنها جنبه های مادی زندگی را متحول می کند و معنویات مقوله دیگری است باعث گردیده تا ، فیلیپینی متعلق به جهان سوّم و به طریق اولُی خانواده فیلیپینی آشنا شده با عصر تجدد گرایی و فوق مدرن برخی از ارزش های خویش را از دست بدهد و دلسوختگان اجتماع را بر آن دارد که با صدای بلند خطر دوری از این ارزش ها را به همگان گوشزد نمایند. زیرا جوان امروزی در خانواده فیلیپینی پشت پا زدن به رسوم و سنت های خوب خانواده را نوعی تجدّد گرایی می داند و خود را مستحق ان می شمارد امّا پس از مدتی خود را سر در گریبان تر از گذشته می بیند. تجددگرایی القا شده به جامعه جوان فیلیپین ، که در آن جوانان اکثریت جامعه را تشکیل می دهند ، عامل به وجود آمدن مشکلات خاّص اجتماعی، روانی شده که حل آن برای والدین نیز بسیار مشکل است. زیرا اگر چه خود در ایجاد این معضلات به عنوان عامل سرعت دهنده دخیل بوده اند امّا مشکلات غیر قابل مهار و به دور از خواست آنان به وجود آمده است که نمی توانند آن را رفع کنند.



۷-۴- دیدگاه کلیساهای کاتولیک و پروتستان در باره خانواده

در آغاز به بررسی ابعاد ویژه مشکلاتی می پردازیم که تصمیم گیری درباره تعداد فرزندان در خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد. در این بحث توّجه به عوامل موجود ، پس از بررسی جایز بودن و نبودن تصمیم گیری در باره تعداد فرزندان ، به دو بحث عمده در جامعه فیلیپین به شرح زیر اشاره می شود:


الف : دیدگاه کلیسای کاتولیک به عنوان مذهبی غالب در این زمینه چیست؟

ب : پروتستان ها چه دیدگاهی در این زمینه دارند؟


الف - دیدگاه کلیسای کاتولیک

- دیدگاه کلیسای کاتولیک به عنوان مذهبی غالب در این زمینه چیست؟

بحث فوق را با مثالی دنبال می کنیم. اگر بین چگونگی دستیابی به توسعه انسانی و آسایش انسان سئوالی مطرح شود چه می گوئیم؟ بر اساس دیدگاه های مختلف اجتماعی، نمونه های گوناگون از شادی و آسایش انسانی وجود دارد که برخی نظری و برخی عملی ، تعدادی صریح و تعدادی هم تلویحی اند. این دسته بندی ها با توّجه به سیری در تاریخ زندگی اجتماعی بشر تدوین شده است. یکی از دسته بندی هایی که بیشترین تأثیر را بر خانواده برای تصمیم گیری تعداد فرزندان دارد و نیز عاملی در آسایش بیشتر خانواده است، موفقیت در مسایل اخلاقی خانواده است . دسته بندی مسایل اخلاقی از جمله دسته بندی هایی است که در جوامع پیشرفته صنعتی نیز مطرح است. ویژگی موفقیت در اخلاقیات در دنیای امروز تأکید بر کار آیی، کسب درآمد، افزایش تولید و ظرفیت گسترده انسان در کسب درآمد از طریق فنآوری است و این شعار را می دهد " برخورداری همگان از امکانات زندگی امری اخلاقی است . این دیدگاه به فیلیپینی ها تأکید می کند تا شرایطی فراهم نمایند که همگان از امکانات موجود استفاده کنند و با توجه به کمبود امکانات در تنظیم خانواده بکوشند تا برای هر یک از افراد خانواده و در مجموع اجتماع امکان دسترسی به امکانات فراهم شود.

این نظریه منطبق بر یک اصل ریاضی است. طبعاً وقتی کمیت امکانات که در زمان معین ثابت است بر عدد کوچکتری تقسیم شود به هر یک از خانواده ها و در نهایت به هر یک از اعضاء اجتماع امکانات بیشتری می رسد. این دیدگاه های موجود در مذاهب مختلف، متفاوت است. بسیاری از ادیان و مذاهب تأکید بر اخلاق را هم ردیف با اجرای عدالت می پندارند، امّا آن را در عدالت ایجاد شده در توزیع امکانات مادی خلاصه نمی کنند و دامنه آن را گسترده تر می دانند .

دنیای متمدن امروزی ، با اطلاع از این که امکانات نامحدود نیست، بر لزوم تعداد کمتر استفاده کنندگان تأکید دارد اگر چه اعتقاد دارد که توسعه علمی و استفاده از فنآوری های پیشرفته موجب افزایش رفاه است. نمونه بارز تفکر اخلاقیات از زاویه مادیگری را می توان در بسیاری از نشست ها، سمینارها و کنفرانس های بین المللی درباره خطر رشد جمعیت، بررسی افزایش جمعیت و غیره دید برخی افزایش جمعیت را عامل بسیاری از معضلات امروز بشر می دانند و برخی دیگر افزایش جمعیت را عامل مهم مشکلات نمی دانند بلکه فاصله زیاد بین کشورهای مرّفه و فقیر را دلیل به وجود آمدن مشکلات دانسته و داد از نابرابرهایی می زنند و همه انسانها را برای کسب حداقل امکانات زندگی محّق می دانند در حالی که معضلات امروزه ناشی از هر دو عامل است ، هم افزایش بی رویه جمعیت و هم عدم توزیع عادلانه امکانات در میان کشورها، هر دو در بروز مشکلات موثر بوده و هر یک تسریع کننده دیگری است. در این بازار مکاره دولت ها ، به وِیژه اکثر دولت های جهان سوّم ، چشم به دهان گویندگان دیدگاههای جمعیتی غرب دوخته و برخی از دولت ها با تدوین قوانین به جای والدین تصمیم می گیرند و با تشویق ها و تنبیه هایی سعی در مهار تعداد فرزندان خانواده دارند . اقدام این دولت ها ، از سوی برخی از کارشناسان امور جمعیتی ، مورد انتقاد واقع شده است و می شود. نظر این گونه منتقدین این است: تصمیم گیرندگان برای تعیین تعداد فرزندان خانواده باید به عواملی دیگر انسانی از جمله شأن، وجدان انسانی و آزادی انسانها نیز توّجه نمایند. کلیسا نیز از جمله این مدعیان است.

کلیسای کاتولیک در فیلیپین ، به عنوان کلیسای اکثریت، دیدگاه خویش ، در زمینه مهار تعداد فرزندان خانواده ، را دیدگاهی الهی می داند، در حالی که دیگران بر ابعاد زندگی انسانی، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی تأکید دارند و توّجه به آنها را در دسته بندی اخلاقیات قرار می دهند. کلیسای کاتولیک بُعد دینی مذهبی آنرا مورد تأکید قرار داده است و آنرا در خلال دستورات واتیکان جستجو می کند. کلیسای کاتولیک با تنظیم خانواده به شکل رایج غرب و نیز هرگونه سقط جنین مخالف است. قریب به چهل سال پیش پاپ پل ششم رهبر وقت کاتولیک های جهان اعلامیه جهانی خود ( ۲۵ جولای ۱۹۶۸ میلادی ) " درباره تنظیم زاد و ولد را انتشار داد که با تنظیم خانواده به مفهوم مصطلع آن موافق نبود. پنج سال بعد از آن (۲۱ جولای ۱۹۷۳ ) کلیسای کاتولیک آمریکا اعلامیه ای صادر کرد که با بخش هایی از اعلامیه واتیکان مغایرت داشت. مغایرت ها و اختلافات موجود این دو اعلامیه، عاملی در انتشار مقالات و اعلام دیدگاههای متعدد در جهان کاتولیک شد که در موافقت و مخالفت با اعلامیه ها مطالبی منتشر کردند و کنفرانس های مختلف اسقف ها در کشورهای مختلف نیز به جمع مخالفان و موافقان دیدگاههای رُم و آمریکا پرداختند. از جمله اختلاف بین رُم و آمریکا، استفاده از وسایل مصنوعی در جلوگیری از بارداری بود که رُم آنرا غیر مجاز و آمریکا آنرا مجاز دانست. از آن زمان تا کنون تعداد بانوانی که از وسایل مصنوعی برای پیشگیری از بارداری استفاده می کنند ، و بر تعداد مروجین مذهبی کاتولیک که در استفاده از این گونه وسایل منعی نمی بینند ، دائماً افزوده شده است. در فیلیپین اگر چه این وسایل محسوس است امّا تعداد خانواده های فیلیپینی که همچنان پیروی از اعلامیه رُم را ارج می نهند اکثریت بالایی را تشکیل می دهند، البته اختلاف بین رُم و آمریکا، عملاً تأکید کلیسای کاتولیک آمریکا بر تفاوت بین نظری و عملی بودن گفتارها و اعلامیه های کلیسای واتیکان بود که در مقوله بحث فعلی نمی گنجد و تنها به نکاتی اشاره می گردد که در رابطه با خانواده است. کلیسای کاتولیک اندونزی نیز اعلامیه هایی را صادر کرد که در مجموع به والدین اندونزیایی اجازه داد شد تا در صورت نیاز بتوانند بدون احساس گناه از وسایل پیشگیری از بارداری استفاده نمایند. بدنبال آن کلیسای مکزیک ، به عنوان یکی دیگر از کلیساهای جهان سوّم وارد بحث مذکور شد که حاکی از احترام به حقوق والدین، مبنی بر تصمیم داشتن خانواده ی کم جمعیت تر از طرق وسایل ممکن ، بود.

در فیلیپین تحت حاکمیت مارکوس دیکتاتور وقت و بر قراری حکومت نظامی در آن زمان، دولت خود مشوق استفاده از همه وسایل ممکن ، به غیر از سقط جنین ، در تنظیم تعداد فرزندان خانواده شد که در همین راستا دولت وقت مقرراتی را وضع کرد و بر اساس آن مقررات برخی از معافیت های مالیاتی تنها تا فرزند چهارم در نظر گرفته شد و مرخصی بارداری و زایمان نیز تا فررند چهارم مجاز اعلام گردید . از آن زمان ( سال ۱۹۷۲ میلادی ) بود که هر ساله درصد خانواده هایی که با تنظیم خانواده همراه شدند آهسته امّا به طور مدام افزایش یافت نادیده گرفتن دستورات کلیسای کاتولیک به وسیله برخی از خانواده های کاتولیک فیلیپینی، آن هم در تنها کشور با اکثریت جمعیت کاتولیک در سراسر آسیا، از همان ساالها تا کنون همواره با اهمیت تلقی شده است، البته عوامل فرهنگی ، که در همین کار تحقیقی از آن سخن رفت ، در افزایش دائمی تعداد فرزندان در خانواده های فیلیپینی موثر بوده است.

امّا دیدگاههای آزاد اندیشی در باره تنظیم تعداد فرزندان بر اساس نیاز و توان خانواده ، اگر از سوی مذهبیون نیز مطرح شده است، همواره در فشار قرار داشته و دارد. بسیاری از کشیش ها و روحانیان کاتولیک به خوبی آگاهند که آنچه واتیکان بر آن مصّر است عملی نیست به طوری که در برخی موارد آن قدر بر حملات گوناگون علیه کلیسا و نقطه نظرات آن افزوده می شود که کلیسا با سکوت اجباری در بسیاری موارد ناتوانی خود را در پاسخ گویی به سئوالات مطرح درخصوص تعداد فرزندان به اثبات رسانده است به طوری که برخی از نشریات ، کلیسا را در مواردی یار ساکت امور خانواده در زمینه تعداد فرزندان نامیده اند و در موارد متعددی نیز ندای " طلب یاری " در سخنان ارباب کلیسا خطاب به مذهبیون و غیر مذهبیون شنیده می شود که از همه مسیحیان درخواست همکاری بیشتر و گسترده تری با کلیسا مطرح شده است و از آنها می خواهند با یاری جستن از روح القدس سعی در شناخت پدیده هایی نمایند که در زمان ما مطرح است و پدیده ها را با کلمات آسمانی تفسیر نمایند. آنها حتی تأکید دارند که آشکار شدن بهتر حقایق همواره عامل شناخت بهتر و برخورداری از مزایای بیشتر در راستای این شناخت است.


بحران سقط جنین

از زمانی که کلیسای کاتولیک شدیداً با استفاده ابزار مصنوعی در تنظیم خانواده مخالفت آشکار نمود، بحران سقط جنین در جوامع کاتولیک بالا گرفت. بنا بر ادعای مطبوعات موج عظیم سقط جنین که در سالهای اخیر سواحل کشورهای آنگولوساکسون را در نور یده است فیلیپین را با اکثریت جمعیت کاتولیک آن در برگرفته و نخستین نغمه های قانونی کردن سقط جنین را، به تعبیر خود شان ، در مجامع مختلف مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرا داده است .

نظر کلیسای کاتولیک در زمینه سقط جنین به عنوان عاملی در مهار جمعیت بسیار واضح و پا برجاست. در این زمینه تفاوتی میان دیدگاههای روحانیان در رده های مختلف کلیسا دیده نمی شود و حتی برخی از مذهبیون و روحانیان کاتولیک اگر تلویحاً هم به کارگیری وسایل مصنوعی در تنظیم خانواده را با سکوت معنی دار خود تأیید می نمایند، اما بسیار مراقب اند تا کلامی در باره مشروعیت سقط جنین بر زبان جاری نکنند. در مقابل مذهبیون تأکید دارند ، این حق هر کودک زاده نشده است که به دنیا بیاید و از مواهب زندگی استفاده کند و وظیفه بیمارستانها، پزشکان و دست اندرکاران امور خانواده و تنظیم خانواده است که خلاف وجدان خود عمل نکنند و به سقط جنین زنان باردار تن در ندهند. همین سخنان از عمده دلایلی است که طرفداران استفاده از وسایل مصنوعی تنظیم خانواده، در بحث خود با ارباب کلیسا همواره این سئوال عمده را مطرح می کنند : که چرا باید اجازه بدهیم نوزادی نا خواسته در رحم مادر شکل بگیرد و سپس دست به جنایت بزنیم و او را از زندگی محروم کنیم و در عین حال مادر را در معرض انواع آسیب های جسمی و روانی ناشی از سقط جنین قرار دهیم، در این جاست که سئوال کنندگان یا با سکوت معنادار کلیسا روبرو می شوند یا مجبور به شنیدن پاسخ هایی می گردند که گوینده بهتر از شنونده می داند که بر پایه منطق استوار نبوده و این در حالی است که برخی از کشورهای آسیایی، خواسته و یا ناخواسته، سقط جنین را پذیرفته اند.

کشورهای هند، ژاپن و چین در مقایسه با کشورهای دیگر دارای آمار بالای سقط جنین اند. کلیسای کاتولیک که مایل به مبارزه با سقط جنین است باید نخست زخم ناشی از مخالفت دست اندرکاران آن، با بکارگیری روش های مصنوعی تنظیم خانواده، را التیام بخشد و در این صورت است که می تواند مبارزه با سقط جنین را با درصدی نه چندان موفق آغاز نماید.

از سویی دیگر امتناع برخی از کلیسا ها و گروه های مذهبی کاتولیک مبنی بر شرکت در مباحث تنظیم خانواده در فیلیپین، بحث در باره تنظیم خانواده و مهار تعداد فرزندان را همچنان ناتمام گذاشته است. کلیسای کاتولیک فیلیپین هر بار با اتخاذ سیاستی ویژه یکی از شاخه های مطرح شده زیر را مورد حمایت قرار داده است :

شاخه اول: حمایت از تنظیم خانواده که شامل موارد مختلف می شود. در این شاخه کلیسا به ندرت مثبت برخورد کرده است و اگر سخن یا تأئیدی نیز از سوی کشیش یا اسقفی بیان شده، به فاصله کوتاهی آن را نظر شخصی فرد سخنگو دانسته و سیاست کلی کلیسا را جدای از آن دانسته است.

شاخه دوم: مقاومت در برابر تنظیم خانواده به روشهای گسترده که همواره ادامه داشته و دارد.

شاخه سوّم: انجام ندادن کاری در این زمینه و در واقع سکوت در برابر آن که انتخاب شاخه سوّم نیز به کرات دیده شده و نام کلیسای کاتولیک به عنوان یار ساکت تنظیم خانواده قلمداد گردیده است که قبلاٌ در باره آن گفته شده است .

بنابر این ارباب کلیسا با نادیده گرفتن دستورات و اصول کاتولیک عنوان " یار تنظیم خانواده " را دریافت نموده است امّا به هر حال یاری که ساکت است. بررسی ها نشان می دهد که شاخه اوّل در ارتباط نزدیک کلیسا با دنیا خارج و دیگر افکار پراکنده اطراف کلیساست، به طوری که بعضاً مطرح شده، بحث تنظیم خانواده در روزها یا هفته های خاصّی جمعیت زیادی را به کلیسا های کاتولیک کشانده است تا سرانجام بدانند تکلیف آنها چیست؟ آیا رعایت گسترده تنظیم خانواده یک گناه است و یا یک عمل مباح محسوب می شود؟ و این دیگر بستگی به کاردانی و کار آزمودگی کشیشها و ارباب کلیسا دارد که تا کجا و تا چه زمانی بتوانند توده ها را در انتظار نگاه دارند و دست کم در ذهن مردم این باور را بگنجانند که دلیل مخالفت شدید کلیسا با مسئله تنظیم خانواده چیست؟ شاخه های دیگر، دوّم و سوّم، بنا بر ضرورت تقدم و تأخر می یابند.

نتیجه مطالعات دیگر نشان می دهد، پیروی از دستورات کلیسا مبنی بر اجتناب از مسئله تنظیم خانواده در شهرستانها و نقاط دوردست در مقایسه با مانیل و شهرهای بزرگ از درصد بیشتری برخوردار است. به عبارتی دیگر مردم شهرها و استانهایی ، که در معرض اخبار گوناگون در باره خطر انفجار جمعیت هستند ، بیشتر از مردم شهرستان ها و نقاط دور دست به دیدگاههای کلیسای کاتولیک اعتراض می کنند، که قابل انتظار است اگر چه کلیسا نیز در مراکز شهرها ، استانها و شهرهای بزرگتر از امکانات لازم برای فعالیت های بیشتری بر خوردار است. امّا درصد افزایش انتظار مردمی که دائماً در معرض اخبار هستند از درصد استفاده کلیسا از تبلیغات کسترده به مراتب بیشتر است بنابراین دیدگاههای اصولی کلیسا های کاتولیک در مراکز پر جمعیت تر و پیشرفته تر، در مقایسه با نقاط دیگر، بیشتر مورد سئوال قرار گرفته است. از سویی برخورد مردم ساکن شهرها با کلیسا بیشتر از زاویه مادیات و تأثیر جمعیت بر آن و چگونگی توزیع درآمد در خانواده است در صورتیکه دیدگاه شهرستانیها و نقاط دوردست از گرایشات مذهبی بیشتری برخوردار است و دلایل کلیسا ، که طبعاً بر اساس و اصول دیدگاه مذهب کاتولیک است ، را بیشتر می پذیرند و در باور خویش می گنجانند.


ب - دیدگاه پروتستان در باره خانواده

بررسی اجمالی دیدگاه های پروتستان ها در فیلیپین در باره ی مساله خانواده را می توان به سه بخش عمده زیر تقسیم کرد: بخش اوّل مسئله ازدواج است که پروتستانها آنرا امری تکوینی و ادامه زندگی انسانی دانسته اند که گلچینی از کتاب مقدس و تعلیمات کلیسا، اصول عقاید آنها را در این زمینه تشکیل می دهد و پروتستانها تکمیل روابط زن و مرد در ازدواج را بر آن افزوده اند.

بخش دوّم ، بنا بر گفته آنان ، متأثر از درک جدید انسان از جهان و دست یابی او به علوم، انقلاب صنعتی، پیشرفت علم پزشکی، آموزش و پرورش، الهیات و موارد دیگر است همین بخش بود که آنها را در گذشته در مساله مهار جمعیت دچار سر درگمی کرد و سوّمین بخش اینکه تلاشهای زیادی شده است که نوعی از الهیات به وجود آید که به طور تلویحی مساله افزایش جمعیت را مورد نظر قرار داده و توجه ویژه به فعالیت های مؤسسات دولتی و غیر دولتی ، درخصوص افزایش جمعیت نماید .

قبلاً جامعه آنگلیکن ها ، که یکی از سنتی ترین جوامع نزدیک به کلیسا بودند ، در کنفرانس های پر سر و صدای خود در سالهای ۱۹۰۲ و ۱۹۲۰ میلادی موضوع مهار زاد و ولد را محکوم کردند.

امّا بعداً شورای رفاه امور معنوی آنگلیکن ها توجه خاصّی را به امر ازدواج ، روابط مرد و زن، و خانواده معطوف داشت و سرانجام در سال ۱۹۲۳ میلادی نخستین درمانگاه مهار جمعیت در انگلستان گشایش یافت و انگلیکن ها نخستین واژه های موافقت با مهار جمعیت را بر زبان آوردند. بعد از بحث های فراوانی که نزدیک به ۳۳ سال به طول انجامید سرانجام اجازه زاد و ولد داده شد و گامهای آغازین غ درخصوص اصول اعتقادی پروتستانها در امر " مسئولیت والدین " برداشته شد. از سویی در این مدّت مسیحیان آمریکا نیز مسئله را پی گیری کردند و در سال ۱۹۳۱ میلادی شورای فدرال کلیساهای این کشور از طریق هیئت ویژه ازدواج و خانواده دیدگاهای خود را به شرح زیر اعلام نمود :

روابط جنسی بین زن و شوهر از سوی خداوند تکوین گردیده است. این روابط در درجه اوّل برای تداوم نسل بشر و در درجه دوّم برای آشکار شدن توجه الهی به لذت زن و شوهر است. در خصوص مشکلات معنوی مهار زادو ولد نیز دو اصل زیر اعلام گردید :

۱-محدودیت مکانی و شمار فرزندان در خانواده ضامن سلامت مادر و کودک است.

۲-مهار زادو ولد موجب حفظ و استقرار زندگی مناسب برای اعضاء خانواده می شود.

شورای مذکور دلایل خود را بر اساس بهداشت ، استحکام و سلامت خانواده ارایه نمود. پس از جنگ جهانی دوّم کلیسای آمریکا عملاً و به وضوح از بهداشت ، استحکام و سلامت خانواده فراتر رفت و اگاهی از امور جمعیت شناسی را مطرح کرد.

بررسی دیدگاه مذهبیون پروتستان در گذشته نشان می دهد که تردیدهایی در زمینه آزادی یا عدم آزادی مهار جمعیت وجود داشت امّا به تدریج برطرف گردید و پروتستانها مواضع بسیار روشنی، در زمینه به کارگیری عوامل مهار زاد و ولد اتخاذ کردند و امروزه کمتر پیرو پروتستان در همه شاخه های مربوط به آن یافت می شود که از تکلیف خوددر این زمینه آگاه نباشد. پروتستانهای فیلیپین، نیز به عنوان یکی از اقلیت های مذهبی این کشور، مواضع روشن و واضحی در این خصوص گرفته اند . بنابراین عقیده آنان مردم امروز به خانواده خود توّجه خاصی دارند، این توجه به ویژه در زمینه شمار فرزندان خانواده صادق است که رابطه مستقیمی با اقتصاد و تولید آنها دارد. آنها بر واقعیت های تغذیه فرزندان به خوبی آگاهند و به خوبی می دانند که چگونه حجم خانواده و تعدادفرزندان خویش را محدود کنند. بر اساس دیدگاههای پروتستانهای فیلیپینی، که بازتابی از دیدگاههای عموی پروتستانهای جهان است، هر عقل سلیمی می تواند به این نتیجه برسد که در صورت داشتن فرزندان کمتر فرصت بیشتری به کودکان خانواده داده می شود تا از مواهب زندگی بهره گیرند، از سویی پروتستانها با اشاره به مشکلات زیاد دولت و سازمانهای مربوط در تهیه مسکن، غذا، آموزش و پرورش و بحث های مربوط به محیط زیست مشکلات یاد شده را بهترین دلیل منطقی برای داشتن فرزندان کمتر می دانند. آنها معتقدند برای اطمینان یافتن از زندگی آینده، امروز باید بنیاد زندگی گذاشته شود تا امکان زندگی انسانی مطابق با شأن و مقام او برای هر فردی در آینده مهیا گردد.




















فصل سوم


* نفوذ رسانه های مختلف بر افکار خانواده های فیلیپینی


نقش رسانه ها به عنوان حافظ اخلاقیات مردم در فیلیپین تلقی می گردد، امّا هم رسانه ها و هم خانواده ها به خوبی می دانند این سخن تنها در حّد شعار است. رسانه ها در مواردی در پوشش اخلاقی در خانواده ها ایجاد شکاف می کنند قانون گذاران فیلیپین همواره در پی تدوین قوانینی هستند که شنوندگان، خوانندگان و مخاطبان را از نفوذ افکار غلط برهانند. مشکل رسانه ها در رساندن پیام به خانواده ها در مواردی آنقدر پیچیده شده است که برخی آنرا نوعی بیماری اجتماعی می دانند . در زیر به بررسی اجمالی رسانه های گروهی پرداخته می شود:


۱- رسانه های گروهی

تعریفی که امروزه از رسانه گروهی می شود بسیار وسیعتر از بر داشت آغاز کار تلویزیون است به عبارتی دیگر رسانه ها از محدویت صدا و سیما و مطبوعات فراتر رفته و سینما، ارتباطات اینترنتی و ماهواره ای نیز در مجموع نقش رسانه های گروهی را پیدا کرده اند. اگر سینما صرفاً عامل سرگرمی و تفریح محسوب می شد، در حال حاضر سرگرمی و تفریح در حاشیه قرار می گرفت و سینما نقش بسیار مهم رساندن پیام به مخاطب را نمی داشت ، البته سوء استفاده های مکرّر نیز همچنان ادامه دارد، در زیر به برخی از مهمترین ابزار رسانه ای ، که عامل ارتباط با بیننده، خواننده و شنونده فیلیپینی است ، اشاره می گردد البته این امر ویژه فیلیپینی ها نیست امّا ابزار رسانه ای در فیلیپین بعضاً ویژگی خود را دارد. روزنامه نخستین رسانه ای است ، که امروزه در مقایسه با بسیاری از رسانه های دیگر، از عمر طولانی تری برخورد است. البته روزنامه خود در دسته بندی مطبوعات قرار می گیرد امّا مطبوعات و نشریات لزومآً روزنامه نیستند، سالنامه، فصل نامه، ماه نامه، گاه نامه و ... از زیر مجموعه های مربوط به نشریات است که در زیر موضوع روزنامه مورد بررسی قرار می گیرد زیرا زمان آن با زمان مردم تنظیم شده و همواره در کنار مردم و در با مردم است.


۱-۱- روزنامه های پر شمار

در حال حاضر سه روزنامه پر شمار در صدر روزنامه های فیلیپین قرار دارد: مانیلا بولیتین، فیلیپین استار و اینکوایرر که هر یک مواضع خاصّی را دنبال می کنند نظر به بالا بودن در صد با سوادان این کشور انتظار می رود که شمار روزنامه ها و تعدا د خوانندگان از در صد بالایی برخوردار باشد امّا این امر بیشتر در مانیل و حومه، شهرهای بزرگ و مراکز استانها مشهود است بدین معنا که با توّجه به مشکلات اقتصادی خرید روزنامه در اولویت کار یک خانواده زیر سطح متوسط فیلیپین نیست که اکثریت جمعیت فیلیپن را تشکیل می دهند ، علاوه بر روزنامه های پر شمار که در بالا نام آنها ذکر شد تعداد زیادی روزنامه های مختلف در مانیل، مراکز استان ها و شهرهای بزرگ چاپ و منتشر می شود که به جز روزنامه های یاد شده بقیه، در مقایسه با جمعیت شهرهای بزرگ به ندرت به درصد قابل ملاحظه ای می رسد. جای خالی روزنامه هایی که قیمت آن ها نسبت به معدل درآمد یک خانواده متوسط فیلیپینی گران است به وسیله روزنامه هایی پر می شود که تعداد صفحات آنها بین ۶ تا ۱۲ در نوسان است این روزنامه ها که از نظر اندازه و ابعاد کوچکتر از روزنامه های پر شماراند به " تابلوید " معروف اند که اکثراً به زبان محلی و یا غیر محلی و انگلیسی به چاپ می رسند. این روزنامه ها هرچند کوچک، با حجم و تعداد صفحات کم است ، اما نفوذ آن ها بر خانواده های فیلیپینی بالاست و مانند کتاب های جیبی، که معمولاً از حجم کمتری در مقایسه با کتب استاندارد برخوردارند ، می توان به آنها روزنامه های جیبی اطلاق کرد اگر چه به آن معنا کوچک نیستند صفحه اصلی این روزنامه ها، معمولاً با عناوین درشت، سخن از درگیریها و بازیهای قدرت میان سیاستمداران به میان می آورد و از آن جائیکه مایل به نشان دادن آزادی قلم در نوشته وگفتار هستند از شایعه پراکنی ها و بعضاً ترور شخصیت ها هراسی ندارند هر چند که به فرد مورد خطاب خود با پاسخی که درروز بعد یا دست کم در خلال هفته می دهند فروش خوب نسخه بعدی را تضمین می کند، صفحات مربوط به حوادث ، آتش سوزیها، جرائم گوناگون و یکی دوصفحه آخر که به طور معمول به ورزش اختصاص دارد از جمله بخش هایی است که روزنامه های " تابلوید " را برای خوانندگان جذاب می کند، از عوامل دیگر جذب اینگونه روزنامه ها قیمت کم و صرف وقت کم برای خواندن آن در ساعات اوّلیه روز است که بیشتر اعضای خانواده وقت خود را در ترافیک سنگین ساعات اوّلیه صبح صرف می کنند. نگاهی کوتاه به روزنامه در ساعت دوازده تا یک ظهر، که زمان استراحت اداری محسوب می شود نیز معمول است . نکته قابل توجه این است اگر چه این روزنامه ها از نظر محتوائی وزین نیست امّا نظر به مواضع اتخاذ شده و شایعات مکرّری که همواره صفحات این روزنامه ها را پر می کنند، نوعی روزنامه مردمی با زبان مردم عادی محسوب می شوند و به همین دلیل همواره جایی در ذهن خوانندگان خویش دارند. از سویی دیگر اخبار این روزنامه ها سطحی بوده و اکثراً از محتوای فرهنگی بالایی برخوردار نیست بنابراین آثار زود گذری را بر ذهن خوانندگان می گذارند امّا وجود این پدیده ویژه در فیلیپین که مبنی بر محبوب بودن روزنامه های غیر علمی و کوچه بازاری است را ، باید در زود قانع شدن ذهنی مردم و خانواده هایی جستجو کرد که از درصد تأثیر پذیری بالایی برخور دارند و کمتر به خود زحمت می دهند تا باشنیدن اخبار یا مطالبی، قبل از باور آن را تحلیل نمایند که این مقوله خود بحث جدایی را می طلبد و در حوصله این گزارش نیست.

تصاویر هنرپیشه گان سینما و چهره هایی که رویای بسیاری از فیلیپینی هاست در لابلای صفحات این روزنامه های ، به اصطلاح جیبی ، به کرات مشهود است .

به طوری که چاپ عکس هنرپیشه گان محبوب فیلم های حادثه ای یا عشقی و به ویژه پراکندن شایعه یا شایعاتی در باره زندگی خصوصی آنان، فروش روزنامه های مذکور را بسیار بالا می برد و ساعاتی کوتاه نمی گذرد که حتی پیدا کردن نسخه ای از آن مشکل می شود. مردان در خانواده بیشتر طالب حوادث و شایعات مربوط به سیاستمداران هستند درحالی که زنان مسن تر مجذوب سیاستمداران زن می شوند و زنان جوانتر خواستار رویدادها در باره شایعات خصوصی هنرپیشه گان مرد وزن هستند. خانواده های سطح بالاتر، که از درصد کمتری در مقایسه با کل جامعه فیلیپین برخوردارند ، طالب روزنامه پرشمار هستند و فرزندان جوان دختر و پسر آنان، که نه بصورت مردم عادی به دنبال روزنامه های ارزان مردمی هستند و نه حوصله خواندن روزنامه های حجیم و پر شمار را دارند، مطالب مورد علاقه خود را در لابلای مجلات، هفته نامه ها و ماهنامه هایی پیدا می کنند که قیمت آن ها برابر در آمد یک روز خانواده متوسط و بعضاً فقیر فیلیپین است و همین امر بزرگترین دلیل بر محدود بودن شمار اینگونه نشریات است. در این میان رواج نشریات دانشگاهی تنها د رمحدوده دانشگاه هاست و نسل پیرتر، یعنی والدین دانشجویان یا بازرگانان و اقشار دیگر، کمتر به آن توجه می کنند.


۲-۱- رادیو (صدا)

این رسانه از عمر نسبتاً بالایی ، در میان خانواده های فیلیپینی ، برخودارست . اگر چه در اکثر شهرهای برزگ و مراکز استانها به تدریج میدان رقابت را به تلویزیون ( سیما ) واگذار کرده است امّا هنوز به عنوان رسانه ای معتبر در نقاط مختلف جزایر پراکنده سرزمین فیلیپن رسانه ای با تفوذ است و نکته جالب توجه این که اکثر شبکه های تلویزیون فیلیپین ( ۱۰ کانال تلویزیونی ) خود نیز دارای فرستنده رادیویی اند که حامی یکدیگر بوده و برای یکدیگر پیامهای بازرگانی پخش می کنند.

شبکه های رادیوُیی در فیلیپین به شبکه های بازرگانی ، غیر بازرگانی و دولتی تقسیم می شوند. فعالیتهای شبکه های بازرگانی و دولتی در راستای اهداف ویژه خود و شبکه های غیر بازرگانی بعضاً مستقیم و غیر مستقیم حامی برخی سیاستمداران و مسئولین کشور نیز هستند که بدین ترتیب قسمتی از هزینه های جاری شبکه خود را تأمین می کنند.

تحقیقات اوّلیه نشان می دهد، شبکه های بازرگانی تأثیر زیادی بر مردم و خانواده های فیلیپینی دارند به طوری که در مواردی خانواده ها به ویژه خانواده های مذهبی مانند زمان حضور در کلیسا، پای برنامه خاصّی می نشینند. همین اقدام در مورد شبکه های تلویزیونی نیز صادق است که در بخش مربوط به تلویزیون به اختصار از نظر خواهد گذشت.

۳-۱- شبکه های تلوزیونی (سیما)

وجود ۱۰ شبکه داخلی فیلیپین و تلویزیون های کابلی که بعضاً کانالهای آنها بین ۲۷ تا ۱۳۲ متغیر است فضای این کشور را پر از امواج تلویزیونی کرده است. شبکه های کابلی ، اگر چه مدعی داشتن تعداد بالای شبکه های تلویزیونی هستند ، امّا در عمل از ۷۵ مورد تجاوز نمی کنند. سازمانهای متعددی چون کابل آسمانی، کابل داخلی، کابل ماهواره ای و سازمانهای زیادی که پخش برنامه های داخلی و خارجی را به عهده دارند به فعالیت خود ادامه می دهند.

نسل جوان در خانواده ها اکثراً بیننده گان برنامه های سرگرم کننده و ورزشی بوده و آهنگ های پاپ و مدُرن ، که اکثراً غربی است و یا ریشه در آهنگ های غربی دارد به اضافه انواع رقص ها، بینندگان جوان را همواره به خود جذب می کنند. مجموعه های تلویزیونی عشقی از پرطرفدارترین برنامه ها در میان خانواده هاست که بعضاً علاوه بر جوانان افراد میان سال را نیز شامل می شود امّا برنامه های ورزشی بیشتر جوانان را مجذوب خود می کند.

نکته جالب توجه اینکه وجود فیلم ها و آهنگ ها به شیوه غربی، در شبکه های فیلیپینی آنقدر رونق دارد که به استثناء خانواده های سطح بالا دیگران کمتر برنامه های کابلی را می بینند که یکی از دلایل آن پرداخت حق اشتراک ماهیانه برای استفاده از آنهاست. مجموعه های تلویزیونی ویژه ای که هنرپیشه یا هنرپیشه گان فیلیپینی یا دو رگه در آن بازی نمایند از محبوبیت برخوردارند. در حال حاضر کشورهای کره و اسپانیا و اخیرا چین برای دوبله کردن مجموعه های سریالهای تلویزیونی خود به زبان فیلیپینی اقدام کرده اند و این مجموعه ها که یقیناً با بررسی کامل جامعه شناسی فیلیپینی برگزیده شده است به اندازه ای محبوب گردیده اند که تصویر و پوسترهای هنرپیشه گان این مجموعه ها در روزنامه منتشر و در دکه های مطبوعاتی به فروش می رسد، از سویی ساعات پخش برنامه های مذکور به نحوی در نظر گرفته شده است که با ساعات و پخش برنامه های مجموعه های دیگر تلویزیونی و پر بیننده تداخل نکند.

فرستنده های سیّار تلویزیونی در فیلیپین بسیار فعالند و اکثر اخبار ، حوادث ، مصاحبه ها و برنامه های ویژه گردهمایی های مذهبی را در محل دریافت، و پخش می کنند. پخش برنامه های مذهبی در میان خانواده های سنتی محبوب تر است و مانند برنامه های مذهبی رادیویی بعضاً با سکوت و گوش کردن به سخنان همرا می شود . بسیاری از برنامه های تلویزیونی در فیلیپین را زنان تشکیل می دهند. آشنایی آنها با خانه و اوضاع خانواده و گنجاندن برنامه های ویژه خانواده شامل تزئین منزل، پخت و پز ، خیاطی و برنامه های بهداشتی از برنامه های محبوب و مورد نظر خانم های خانه دار است. با توجه به درصد بالای زنان شاغل در فیلیپین تکرار برنامه های مذکور نیز بعد از ساعات اداری انجام می شود .

تلویزیون، جام جهان نمائی که زمانی تنها در میان خانواده های مرفه دیده می شد، هم اکنون در حلبی آباد ها نیز حضور دارد و مجموعه های تلویزیونی که بعضاً با فیلم های مورد نظر عامه مردم آنها را به خود جذب کرده است با پخش مرتب آگهی های بازرگانی در فواصل نمایش فیلم بسیار درآمد زاست.


۴-۱- سینما و تآتر

بحث سینما ، تآتر و تحول آن نیاز به بررسی ویژه ای دارد که مجال بررسی آنها دراین پژوهش میسر نیست و تنها به فرازهایی از آن اشاره می شود که بر خانواده ها تأثیر دارد.

تاتر به طور طبیعی سابقه طولانی تری از سینما در سراسر جهان دارد. فیلیپین نیز از این امر جدا نیست، شکل گیری تآتر به صورت امروزی به زمان آمدن اسپانیائیها به فیلیپین باز می گردد. اصالت تآتر در مقایسه با سینما در فیلیپین بسیار بیشتر است، امّا تاتر در اجتماع قشر ویژه ای را جذب می کند. تقریباً همه کسانی که به تآتر رفته و می روند با سینما نیز اُنس دارند امّا عکس این قضیه صادق نیست و این رابطه ای است که همچنان تا به امروز ادامه دارد. با ظهور یکصد و اندی سال پیش آمریکا در جامعه فیلیپین و شکل گیری سینمای تجاری در جهان، این رسانه نیز به فیلیپین وارد شد. نمایش فیلم های آمریکایی به زبان اصلی همیشه در ذهن بازماندگان نسل های گذشته نقش بسته است. آنچه به عنوان سینما در فیلیپین ظهور کرد نوزادی نبود که به تدریج بالغ شود بلکه بالغی بود که همواره بالغ ماند، بنابراین می توان اذعان داشت فیلم های ساخته شده در فیلیپین، که مؤسسات تهیه فیلم آن زمان از جمله موسسه فیلم " سامپاگیتا " ساخته اند، فیلم هایی بود که بر اساس " فیلام لایف " یعنی زندگی مشترک فیلیپینی و آمریکایی تهیه می شد. سینما در اواخر حکومت مارکوس دیکتاتور وقت فیلیپین ( دهه ۸۰ میلادی ) با ظهور کارگردانان برجسته ای چون " لینو بروکا " شکل ویژه ای به خود گرفت امّا هم تعداد اینگونه کارگردان ها و هم سالهای تولید این فیلم ها کم و کوتاه بود. سینما امروزه مظهر و عامل تحقق آرزوهای برآورده نشده قشر عظیمی از مردم فیلیپین است که از این قشر عظیم، تنها عده معدودی در سالن سینماها ظاهر می شوند و بقیه به رغم وجود قانون حمایت از تولیدکنندگان، فیلم های تکثیر شده مورد نظر خود را از گوشه و کنار خیابانها ، مغازه ها ، دوستان وآشنایان به راحتی و با کمترین قیمت بدست می آورند بنابراین فیلم سازان برای ادامه کسب و کار خویش چاره ای نمی بینند مگر فیلم هایی را تهیه نمایند که جنبه تجاری دارد تا با چاشنی های نیمه عریان زنان ، مردم را به گیشه های فروش بلیت بکشانند .

حمایت پر سر و صدای مردم در انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری از نامزدی ریاست جمهوری یکی از هنر پیشه گان سینما ، که به قول یکی از روزنامه ها حتی نقش ریاست جمهوری را نیز در هیچ یک از فیلم های حادثه ای خود بازی نکرده بود و سپس مراسم تشیع جنازه بسیار وسیع و تاریخی مردم از همان هنرپیشه که در اواخر سال ۲۰۰۴ میلادی در گذشت، بیانگر این واقعیت است که مردم و خانواده ها در فیلیپین به دنبال کسی می گردند که مانند هنر پیشه مذکور حق فقرا را از ثروتمندان بگیرد. ثروتمندانی که روز به روز از طبقه محروم جامعه فیلیپین فاصله بیشتری می گیرند. نکته جالب توجه اینکه اکثر مردم فیلیپن با نشان دادن چنین علاقه ای به دنبال یافتن رهبر نیستند بلکه بدنبال کسی هستند که بیاید و کارها را سر و سامان بدهد در حالیکه خود به وضعیت موجود تن داده اند.

فناوری انتشار اطلاعات ، به عنوان رسانه ای تعیین کننده، ابزاری برای کاریابی صدها هزار نفر کارگر فیلیپینی در هر سال است که با تشویق دولت و به سرعت در میان خانواده های فیلیپینی در حال گسترش است. امّا بدون تردید مسئله استفاده نامحدود و بدون هیچگونه فیلتری برای اینترنت ، سایت ها و غیره به یافتن کار محدود نمی شود بلکه آسیب های جدّی را درمیان خانواده های فیلیپینی باقی می گذارد. شبکه قاچاق انسان با استفاده اینترنت، همچنان فعالانه زنان و دختران را از میان خانواده های فیلیپینی، قربانی می کنند. امّا پدیده های نادری که در این کشور دیده می شود این است که ارتباط زنان و دختران یاد شده با خانواده های خویش ، مگر در موارد نادر، معمولاً قطع نمی شود و همواره بخشی از درآمد خود را برای اعضاء دیگر خانواده اختصاص می دهند و به فیلیپین ارسال می کنند و خانواده های آنان با سکوت خاصّی، که حاکی از عدم تمایلشان به باز شدن مسائل خصوصی خانواده های آنان است به زندگی ادامه می دهند و به همین دلیل ، سوداگران انسانها در مقایسه با بسیاری از کشورها ، با آرامش و اطمینان بیشتری به کار خویش ادامه می دهند زیرا به خوبی می دانند که مورد تعقیب خاصّ بین المللی ، دست کم از سوی فیلیپین ، نخواهند بود.









فصل چهارم



خانواده و پایان قرن بیستم


غرب پایان قرن بیستم را با سر و صدای بسیاری پشت سر گذاشت و مردم سراسر جهان شاهد مراسم بزرگ و فراموش نشدنی مراکز مختلف کشورهای غربی در صفحه تلویزیون های خود بودند. فیلیپین نیز از این امر مستثنی نبود و اگر چه کشور شرقی است امّا با شعار ۲۰۰۰ به جمع کشورهایی پیوست که اگر با مردمش مصاحبه و یا سئوال می شد که از چه امری اینگونه شاد هستند و سر و صدا به پا کرده اند؟ اکثر آنان نمی دانستند چرا؟ فیلیپین نیز بر اساس یکصد سال گذشته خویش تقلید را به حدّ کمال رساند. این پایان ، همانگونه که انتظار می رفت ، بر خانواده های فیلیپینی ، به عنوان تشکیل دهنده اصلی جامعه فیلیپین ، آثار وسیعی را برجای گذاشت که در زیر نگاهی اجمالی به برخی ازعمده ترین آنها معطوف می گردد.

یکی از پر سر و صداترین بحث های مطرح شده در سال ۲۰۰۰ ، که اگر یر اساس اهداف اوّلیه و نظر برخی از برنامه ریزان دلسوز آن پیش می رفت تجدید حیاتی ( رنسانسی ) در روابط خانواده و فرزندان آنان در فیلیپین به وجود می آمد، بحث مسئولیت خانواده در برابر فرزندان بود. در سالهای اخیر بسیاری از والدین خواسته و یا ناخواسته دست های خویش را به علامت تسلیم در مقابل هجوم شتابزده غرب بالا برده اند و بنا به گفته بسیاری از صاحب نظران نمی دانند در مقابل کدام پدیده و از چه زاویه ای دفاع کنند در حالیکه هجوم یاد شده ازهمه طرف آنها را دربرگرفته است. بالا بردن بحث مسئولیت خانواده در برابر فرزندان، زمانی به اوج خود رسید که آقای " ویسنته سوتو " سناتور سابق فیلیپین در نسشت های متعددی در مجلس سنا و مجامع دیگر دولتی و آموزشی فیلیپین، آنرا بزرگترین چالشی نامید که جامعه امروز فیلیپین با آن روبروست و سامان دادن بنیان جامعه از هم گسیخته فیلیپین را در گرو دقت نظر به آن تلقی کرد. سناتور مذکور در یکی از نشست های مهم خطاب به حضار چنین گفت:

می دانم شما نیز مثل من نگران وضعیتی هستید که بزرگترین چالش در برابر ملت فیلیپین است و خرسندم از اینکه می خواهید در حل این معضل سهیم باشید که این تلاش در راستای وظیفه ملّی شما در استحکام ساختار این ملّت است . انتخاب عنوان " رشد کودکان و نو جوانان در سال ۲۰۰۰ میلادی " در ارتباط کامل با اوضاع کنونی کشور است زیرا کودکان و جوانان ما امروزه با مشکل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روبرو هستند که در واقع عامل مهم ساختار زندگی نسل آینده هر کشور است. عاملی که می تواند آنان را به عنوان تبعه ای مسئول برای آینده کشور تربیت نماید.

وی در بخش مشکلات فرهنگی کشیده شدن کودکان و جوانان به مرحله انحراف اخلاقی را نتیجه مستقیم فقر فرهنگی و عدم توجه کافی والدین و مسئولین اجتماع به کودکان دانست و اعلام خطر جدّی کرد ولی این بحث چون گذشته بدون رسیدن به نتیجه قابل انتظار به پایان رسید.

چالش بعدی که خانواده های فیلیپینی سال ۲۰۰۰ با آن روبرو شدند بحث بر سر کارگران فیلیپینی در سراسر جهان بود که نظریه پردازان خواستار تدابیری در پایان سال ۲۰۰۰ شدند. بنابر گفته آنان درحال حاضر چند میلیون فیلیپینی جویای کار در اقصی نقاط جهان ، پراکنده شده اند که بدون شک کمکی برای اقتصاد بیمار فیلیپین هستند امّا تبعات فرهنگی این امر ویران کننده است. ادامه کار بسیاری از فیلیپینی ها در بازار کار جهان که بعضاً از سن کار تا باز نشستگی ادامه می یابد نوعی بحران هویت فرهنگی برای آنها به وجود آورده است که آثار آن بحران به خوبی در میان جوامع این کشور آشکار است. پراکندگی فیلیپینی ها در سراسر جهان ، که ناشی از نیاز مالی به کار در خارج از مرز های این کشور است ، آنقدر گسترده است که امکان زیر پوشش قرار دادن آنان وجود ندارد و به عبارتی شاید چند برابر درآمد کُل کارگران فیلیپینی در خارج که برای خانواده های خود می فرستند به بودجه و اعتبارات مختلفی نیاز است که بتوان آنها را به لحاظ فرهنگی رشد داد و اگر چه هزینه های فرهنگی برای اتباع مقیم خارج در واقع نوعی سرمایه گذاری برای تضمین وابستگی آنها به سرزمین خویش است امّا در مورد فیلیپین ، با توجه به گستره تعداد کارگران شاغل در خارج ، برنامه ریزی های مورد نظر یا در حدّ نظری باقی می ماند و یا قطره ای ناچیز در برابر دریاست. بنابراین بنابر عقیده بسیاری از جامعه شناسان هزینه ای که فیلیپین برای چند میلیون نفر از اتباع خویش در کشورهای دیگر جهان می پردازد بسیار بیشتر از درآمدی است که بدست می آورد و این علاوه بر زندگی جدای پدر و مادر و فرزندان و یا مادر و فرزندان است که به طور مستقیم بر استحکام خانواده اثر می گذارد که بحث مربوط به آن به صورتی خلاصه در تحقیق مطرح گردید.

جامعه شناسان عوامل گوناگونی را در سست کردن بنیان خانواده ها به ویژه در پایان قرن بیستم ، دخیل می دانند که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود، اگر چه این عوامل حداقل در سه دهه گذشته نیز مطرح بوده است امّا در پایان سال ۲۰۰۰ خود را آشکارا نشان داده است و در نتیجه جوانان ، به عنوان یکی از پایه های خانواده ، بیشترین تأثیر پذیری را داشته اند.

عامل اقتصادی از عواملی است که باعث می شود پدر و مادر هر دو مجبور به کار در خارج خانه شوند بنابراین کودکان می مانند و برنامه و فیلم های مختلف تلویزیونی را می بینند اگر چه تهیه کنندگان و نمایش دهندگان فیلم ها با نوشتن عبارت " تماشا با نظر والدین " سعی در سلب مسئولیت اجتماعی و اخلاقی خود دارند امّا پدر و مادرها کجا هستند تا بر این امر نظارت نمایند. آسیب های دیگر ناشی از کار مشترک پدران و مادران در خارج از خانه یا کشور همچون امور عاطفی مورد نیاز کودکان و تبعات مختلف دیگر بحث مربوط به خود را می طلبد.


۱- عوامل اجتماعی

آثار وسیع رسانه های مختلف بر خانواده ها و به ویژه فرزندان احترام خاّص به والدین را ، به عنوان یکی از مهمترین ارزشهای خانواده کم رنگ کرده و این ضعف همچنان رو به فزونی است.


۲- عوامل سیاسی

از عوامل دیگری است که در پایان سال ۲۰۰۰ برای خانواده های فیلیپینی مطرح است. مهمترین سئوال اقدامّات سیاستمداران کشور است. خانواده ها از خود می پرسند آیا سیاستمداران نمونه ای از الگوی ارزشی مورد نیاز مردم این کشور هستند؟ اگر پاسخ مثبت است، پس چرا بین گفتار و کردار آنان تفاوت بسیاری وجود دارد؟ و اگر پاسخ منفی است چرا در رأس امور کشور رهبری و سرنوشت ملت آسیب پذیر فیلیپین را در دست دارند؟ از سویی اخبار مربوط به زندگی از هم پاشیده سیاستمداران رده بالا زبانزد خاضّ و عام است.


۳- تغییرات سریع فنآوریها

تغییرات سریع فنآوریها ، که حاصل فنآوری بدون قید و شرط وارداتی به این کشور است ، هزینه سنگینی را به خانواده ها تحمیل کرده است، خرید فلان وسیله برای خانه از حدّ اختیار به اجبار رسیده است و پذیرش اجبار عاملی در فشار بر خانواده ای است که تمایل ندارد وسیله مورد نظر را داشته باشد .


۴- تفهیم لزوم پیروی جوانان از والدین

هجوم اطلاعات در پایان قرن بیستم آنقدر زیاد و متنوع بوده است که تصمیم گیری یک جوان برای پذیرش یا عدم پذیرش توصیه های والدین یا توصیه های اطلاعات را مشکل می کند به ویژه اینکه دریافت اطلاعات یک جوان از محیط اطراف خویش و مدت زمانی که با ابزار و دستگاههای حاوی این اطلاعات می گذارند، از مراکز آموزشی گرفته تا تلویزیون، رایانه و غیره، بعضاً چند برابر زمانی است که با پدر و مادر یا هر یک از آنان می نشیند و سفره دل می گشاید.

۵- طرح سئوال رهبریت در ذهن یک جوان فیلیپینی به عنوان عضو خانواده


شرایط جهان سوّمی که دارای ویژگیهایی است باعث گردیده قدرت و رهبریت در فیلیپین تقریباً موروثی شود فلان فرزند فرد متنفذ خواسته یا ناخواسته متأثر از نفوذ پدر و مادر می شود و این سئوال مطرح می گردد که آیا رهبریت مورثی است یا به عوامل بالقوه موجود در فرد وابسته است؟ که پاسخ آن طبعاً از دیدگاه صاحب نظران این است که توان رهبریت بستگی به عوامل بالقوه موجود در فرد دارد، امّا در جامعه فیلیپین ، که حتی سرمایه داری نیز تقلیدی است، داشتن امکانات مالی قدرت را به همراه دارد و نیاز دیگران ، به پول و نه رهبری ، بسیاری را مطیع فرمانهای صادره می کند.


۶- اشاعه مواد مخدر در گذشته و حال

خانواده سال ۲۰۰۰ فیلیپینی همچون قبل درگیر بحران خانمانسوز مواد مخدر بوده است. نگاهی به شرایط فعلی استفاده از مواد مخدر و آمار آن حتی کسانیکه خود دست اندر کار مبارزه با مواد مخدر هستند را به شگفتی وا می دارد، در این مورد فیلیپین هم از غرب تقلید می کند و هم از شرق خط می گیرد و شاید از معدود کشورهایی باشد که مقلد هر دو جهان شرق و غرب است. گسترش استفاده از مواد مخدر رابطه مستقیمی با افزایش جرم و جنایات دارد با این تفاوت که، آن دسته از جرم و جنایات ناشی از مواد مخدر در مقایسه با جرم و جنایات ناشی از عوامل دیگر شقاوت بسیار بالاتری دارد. بنابر اظهار نظر نشریات در فیلیپین اینگونه جرم و جنایات تنها به وسیله کسانی انجام می شود که عقل خویش را به طور کامل ، در زمان مشخص از تأثیرمواد مخدر، از دست داده اند و به همین دلیل از واژه ترحّم ، دلسوزی و توجه به استغاثه های قربانیان خبری نیست و دامنه این گونه جنایات از نقاط تاریک و خلوت خیابانها به محوطه های اطراف دانشگاهها و مراکز آموزشی این کشور نیز سرایت کرده است و این امر ویژه دانشگاهها نیست و دبیرستان و در موارد محدودی دانش آموزان سالهای آخر دبستان را نیز شامل می شود.

محدودیت سنی استفاده کنندگان مواد مخدر در میان نوجوانان و جوانان از ۱۳ تا ۲۹ سال است و در میان والدین نیز گسترده گی آن مشهود و مسکنی موقت امّا خطرناک برای بر طرف کردن دردهای اجتماعی آنها است . در این بین و بر اساس آمّار غیر رسمی قریب به ۷۰ درصد معتادان کشور در مانیل و حومه آن زندگی می کنند که طبعاً هر یک به خانواده ای متعلق اند. خانواده های فیلیپینی در پایان سال ۲۰۰۰ هر چه بیشتر با موادمخدر مورد استفاده فعلی در بازارهای آمریکا از جمله اِل. سی. ای. ( LCE ( آشنا شدند که در بازار آمریکا به " کوکائین فقرا " معروف است. مسیر اصلی ورود بسیاری از مواد مخدر در پایان سال ۲۰۰۰ میلادی از طریق مثلث، تایوان، چین، هنگ کنگ، به ویژه مافیای چین معروف به " ترای اَد " ) Tri ad ) اعلام شد و این در حالی است که سوداگران مرگ از هاوایی، ژاپن و استرالیا نیز بازار فروش مواد مخدر در فیلیپین را تقویت می کنند.

فیلیپین نه تنها مصرف کننده مواد مخدری است که برای استفاده وارد این کشور می شود بلکه راه قاچاق مثلث طلایی جنوب شرقی آسیا یعنی تایلند، کامبوج و برمه در نقاط دیگر منطقه و جهان است.

سناتور سابق " ویسنته سوتو " که در همین گزارش تحقیقی سخنانی از وی ارایه شد در یکی از آخرین نطق های خود در زمان نمایندگی اظهار داشت: اگر دولت و مقامّات کشور برای مشکل خانمانسوز مواد مخدر در کشور چاره ای نیاندیشند فیلیپین همچون برخی از کشورهای جهان، دولتی موازی دولت قانونی خود خواهد داشت. دولتی تصمیم می گیرد که چه کسی عهده دار سمتی شود؟ و یا وجود چه کسی به صلاح سوداگران مرگ نیست و باید در فهرست ترورها قرار گیرد . بنا به گزارش سناتور یاد شده عوامل توزیع مواد مخدر اکثراً معتادانی هستند که برای دریافت مواد مخدر نسبت به پخش آن اقدام می کنند تا به این ترتیب سهمیه مصرفی خویش را بگیرند و در این میان برخی از افراد پلیس پوشش دهنده توزیع کنندگان مواد مخدر بوده و در مقابل پول دریافت می کنند.

در حال حاضر بزرگترین مشکل عمده در فیلیپین نظارت و مهار هزاران کیلومتر سواحل دریایی است که در مجموع نزدیک به هفت هزار و یکصد جزیره در اطراف این کشور به وجود آورده است و نظارت و مهار رفت و آمد وسایل نقلیه دریایی بر کلیه بنادر رسمی و غیر رسمی امکان پذیر نیست و از سویی بسیاری از سواحل پوشیده از جنگل های انبوه است که دیده بانی هوایی را غیر ممکن می کند.






فصل پنجم


۱- زن و خانواده


شعار بسیاری از سازمان های طرفدار حقوق زنان در خانواده در بسیاری از کشور های جهان از جمله فیلیپین فراهم کردن امکان دستیابی آنها به حقوقی است که شایسته آن هستند. در فیلیپین اگر چه زنان از قدرت قابل ملاحظه ای برخوردارند امّا بسیاری از آنان از ظلم مضاعفی که بر آنان تحمیل شده است گله دارند و به همین دلیل بازارطرفداری تساوی حقوق زن و مرد- فمینیسم - که همواره شعار دفاع از حقوق جنس مؤنث را سر داده و می دهند ، در فیلیپین داغ است و در مواردی افراطی گری هایی در آن دیده می شود که شبیه برخی از فیلم های سینمایی است که همه امور در دست زنان است و تنها مردان را اسیر می کنند تا آنان صاحب فرزند شوند البته در عمل این افراطی گری ها که در اثر اعلامیه های پی در پی، کنفرانس ها، جشنواره ها و غیره تشدید می شود و مطبوعات نیز آنرا با آب و تاب نقل می کنند ، نه تنها عامل برتری زنان نیست بلکه در عمل نتیجه معکوس می دهد و عامل پاشیده شدن بنیان برخی خانواده می گردد که زنان نخستین قربانیان آن هستند. ریشه یابی طرفداری تساوی حقوق زن و مرد، که در واقع می توان آنرا جنبش افراطی گری زنان در غرب دانست ، از حوصله این مقاله خارج است و نیاز به بررسی های دیگری دارد که در این گزارش تنها فرازهایی از تبعات آن تلویحاً بیان شد.

در بررسی اجمالی موضوع زن و خانواده در فیلیپین به نقش هایی که زنان یا مستقیماً در خانواده به عهده دارند ، یا نتیجه اقدامّات آنهاست و در نهایت به خانواده برمی گردد، به شرح زیر مورد بررسی و ارزیابی کوتاه قرار گرفته است. که اهم آنها عبارتند از:

۱-۱-نقش زن در تربیت فرزندان و رسیدگی به امور تحصیلی

۲-۱زن به عنوان شریک نیمی از اموال و دارائی مرد

۳-۱-نقش زن در تحمل بار مسئولیت های خانواده

الف - نقش اقتصادی

ب - نقش اجتماعی

پ - نقش آموزشی

ت - نقش قانونی

۴-۱- زنان در نقاط دور دست فیلیپین

۵-۱- زنان در خرده فرهنگ ها

۶-۱- زن و سازمان های دولتی و غیر دولتی


۱-۱-نقش زن در تربیت فرزندان و رسیدگی به امور تحصیلی


این نقشی است که تقریباً برای همه زنان در سراسر جهان شناخته شده است، و دلیل مطرح کردن آن در این تحقیق وجود عواملی است که در فیلیپین این نقش را قویاً متوجه زنان کرده است و شمار کمی از پدران فیلیپینی در تربیت فرزندان و رسیدگی به امور تحصیلی آنان، زنان را یاری می دهند. نمونه بارز آن تجربه خود محقق در این زمینه است. وی که از اعضاء رده بالای انجمن خانه و مدرسه استان لاکونا بوده خود مشاهده کرده است که از ۱۶ نفر اعضاء گروه آموزشی انجمن خانه و مدرسه تنها سه نفر مرد و سیزده نفر بقیه زن هستند و چنین نسبت ۵ به یک در گروههای دیگر نیز کم و بیش دیده می شود. در مجموع می توان گفت، مسئولیت پذیری زنان در امر تربیت فرزندان و رسیدگی به امور تحصیلی آنان به مراتب از مردان بیشتر است که در نتیجه مردان زمان بیشتری را با گروههای سنی ، شغلی و موقعیتی خود می گذرانند و در فیلیپین این مردان هستند که در محله های سنتی و فقیر نشین معمولاً دور هم جمع شده و به گفت وشنود می پردازند و دوستان خود را به زبان محلی " بارکادا " به معنی " هم پالگی " می نامند.


۲-۱-زن به عنوان شریک نیمی از دارایی ها و اموال

براساس قوانین موجود، زن پس از ازدواج شریک نصف دارایی ها و اموال می شود که مرد بعد از ازدواج کسب می کند شراکت و مالکیت قانونی زنان بر نیمی از دارایی ها و اموال مردان از عواملی است که بر اهمیت نقش عمومی زنان در خانواده تأثیر بسزایی دارد و همین مالکیت باعث می شود که تصمیمات مالی مردان در خانواده با موافقت زن صورت پذیرد.


۳-۱-نقش زن در تحمّل بار مسئولیت های خانواده :

اداره امور فرزندان، انجام وظایف به عنوان یک مادر، کار همزمان در خانه و خارج از خانه و ..... از وظایف اجتماعی، سیاسی و قانونی زنان است که آنها را از مرز صرفاً شریک مساوی بودن با مردان در مسئولیت خانواده بالاتر برده و به مسئولی عمده در امور خانواده تبدیل کرده است .


الف - نقش اقتصادی زنان

نقش اقتصادی زنان عمدتاً نقش خارجی او محسوب می شود چون اقتصاد یک خانواده مقوله ای نیست که در خانه خلاصه شود و اقدامّاتی مانند صرفه جویی در مصرف انرژی ، پخت غذا ، خرید نیازمندیهای ضروری و غیره صرفاً کاهش هزینه های خرید اقلامی است که یک خانواده به آن نیازمند است و ارتباط مستقیم با خارج خانواده دارد و بدین ترتیب نقش اقتصادی آنها حضورشان را از چهار چوب خانواده فراتر برده و بعضاً به بازار کار هدایت می کند، نظر به اهمیت کسب در آمد زن برای اداره امور خانواده، شمه ای از آن مورد بررسی قرار می گیرد. آمّار موجود نسبت تعداد مردان و زنان را ۱۰۰ به ۲۵/۱۰۱ اعلام کرده است که حاکی از بیشتر بودن ۲۵/۱ زن در مقابل یک صد مرد است. با توجه به جمعیت فعلی فیلیپین ، که میانگین آمّار منتشره با ضریب اطمینان بالا ، اندکی بیشتر از ۸۰ میلیون نفر است میزان جمعیت زنان در سراسر کشور قریب به یک میلیون نفر بیشتر از مردان است ( برخی از گزارشها حاکی از بیشتر بودن جمعیت مردان نسبت به زنان است ) البته ، آمار فوق از گزارش های کمیسیون های فرعی رسیدگی به امور جمعیت مجلس سنای فیلیپین استخراج شده است که اعتبار بیشتری در مقایسه با تحقیقات دیگر دارد. به رغم بر هم خوردن تعادل جمعیتی که تعداد زنان را در فیلیپین بیشتر از مردان اعلام کرده است هنوز در مجموع میزان اشتغال مردان و زنان به تدریج به سوی نقطه تعادل پیش می رود.

اتحادیه تجارت آسیایی ( Batu (در جلد سوّم نشریه شماره یک خود مقاله ای را در باره اشتعال زنان در بازار کار منتشر کرده است. این نشریه هجوم زنان فیلیپینی به بازار کار این کشور را از عوامل بی ثباتی بازار کار قلمداد کرده است و دلیل عمده خود را کار پاره وقت زنان در مقایسه با مردان، قبول دست مزدهای پائین تر در مقایسه با مردان و ناپایداری شغل زنان به دلایل مسئولیت های داخل خانه ذکر نموده است که خود بحث دیگری را می طلبد و پرداختن به آن مباحث دیگر اقتصادی، اجتماعی ویژه ای را پیش می کشد که خارج از حوصله این پژوهش است . نشریه مذکور برخی از بی ثباتی های موجود در امور اقتصادی کشور های پیشرفته را نیز ناشی از هجوم زنان به بازار کار می داند. البته لازم به ذکر است که فقر روزافزون فیلیپین از عمده دلایل نیاز به کار مرد و زن در خارج از خانه است که قابل مقایسه با کشور های پیشرفته نیست.

در فیلیپین اجبار زنان به قبول کار پاره وقت ، که از نیاز مالی آنها سرچشمه می گیرد ، مواضع آنها را در گفتگو بر سر تعیین میزان حقوق تضعیف می کند بنابراین اگر در آینده میزان اشتغال مردان و زنان به نقطه تعادل نیز برسد باز انتظار می رود مجموع درآمد مردان در بازار کار فیلیپین از مجموع درآمد زنان بیشتر باشد، همین نابرابری اقتصادی ، در کشوری که همواره دم از تساوی حقوق مردان و زنان می زند ، عامل آزردن خاطر زنان است. در مثلث تولید که متشکل از سرمایه، نیروی انسانی و مواد اوّلیه است وجود نیروی کار زنان، استحکام اضلاع این مثلث را در مقایسه با مثلث مشابه برای مردان ضعیف تر کرده است، امّا در مقابل تلاش زنان برای تحمّل مسئولیت های اقتصادی و تأمین نیازهای اقتصادی خانه، آنها را به افرادی پرکار و فعال در مقایسه با بسیاری از مردان تبدیل کرده است، از سویی تلاش مستمر شرکت های بزرگ پخش کالاهای مصرفی در کاهش هزینه ها و در نتیجه کالای ارزانتر به بازار برای داشتن سهم بیشتری در آن ، باعث شده است که استخدام زنان در این گونه شرکت ها از درصد بالایی برخوردار باشد. البته فعالیت های عمده این شرکت ها در مانیل ، حومه و مراکز شهرها و شهرستانهاست که کاربرد همگانی و سراسری ندارند. افزایش نیاز به کار زنان و کسب درآمد و گذراندن ساعاتی بیشتر در خارج از خانه فرصت کمی را برای آنها در خانه به وجود آورده است که آنها را ملزم به سرعت بخشیدن به کار در خانه و ادامه آن تا پاسی از شب می کند که بر میزان سلامتی آنها نیز اثر می گذارد و بدین ترتیب بخشی از درآمدشان صرف خرید دارو و هزینه های درمانی می شود که از نظر اقتصادی هزینه محسوب می گردد .


ب - نقش اجتماعی زن

نقش اجتماعی زنان در فیلیپین نیز از اهمیت زیادی برخوردار است که در نتیجه اجتماع انتظار شرکت بیشتر زنان را در فعالیت های اجتماعی دارد. نظر به گستردگی این نقش و فعالیت زنان در سازمانهای غیر دولتی ( اِن. جی. اُ. ) ، که از موارد مهم گسترش نقش اجتماعی زنان است ، این بخش به طور مجزا مورد مداقّه قرار می گیرد که در زیر به شمه ای از آنهااشاره می شود .

تفاوت زنان و مردان، از نظر زیست شناسی ( بیولوژیکی ) تعیین کننده نقش آنها در اجتماع است و بنابراین جنسیت زن از عوامل طبیعی است که تعیین کننده نقش او در اجتماع می شود. ادامه تعامل این دو نقش است که وضعیت کلی اجتماعی و خانواده را تعیین می کند، هر گونه کوششی در بر هم زدن این تعادل و تعامل به معنای مخالفت با حکمت دستگاه آفرینش است که انسانها را می بایست مرد یا زن می آفرید.

مطالعات زیادی در فیلی یپن بر روی رفتار مورد نظر جنس مؤنث و مذکر انجام شده است که نتیجه تمام آنها تقریباً موید این مطلب است که نقش عمومی این دو در محیط اوّلیه تعیین می گردد که به دلیل ضعیف بودن پایه های عقیدتی و سنتی اجتماعی اگر دختری سعی در پوشیدن لباس پسرانه و یا پسری سعی در پوشیدن لباس دخترانه کند ، خانواده در نهایت واکنش جدّی نشان نمی دهد و در نتیجه تضادهای ویران کننده ای در تعیین نقش مؤنث و مذکر در زندگی آینده برخی از دختران و پسران فیلیپنی به وجود می آید که در اثر آن اقدامّاتی به وسیله ی پسران یا دختران رخ می دهد که در راستای قانون طبیعت نیست. اگر چه مدارس و مراکز آموزشی ، که زنان خود نقش عمده ای در آن دارند ، سعی در اصلاح این تربیت شخصی می نمایند اما به دلیل مختلط بودن دختران و پسران در کودکستان، دبستان و دبیرستان، که در مجموع بخش عمده ای از شکل دهی اولیّه شخصیت پسران و دختران را بر عهده دارد تأثیرات به جا مانده میان گروه کودکان از آنچه بعداً به عنوان آموزش به آنان القا می شود قویتر بوده و این در حالی است که مختلط بودن کالج و دانشگاه اثار تربیت جنسیتی اولیّه را ندارد.

حال بحث بین شخصیت اجتماعی زن فیلیپینی و قدرت وی در انجام وظایف او مطرح می شود. دلایلی موید رابطه مستقیم بین شخصیت اجتماعی زن و انجام وظایف اوست امّا این امر عمومیت ندارد و زن فیلیپینی که زیر بمباران تبلیغاتی و نوع زندگی غربی است بعضاً واقعیت اجتماعی زندگی خویش را در بلند پروازیهای ذهنی خویش می داند، که همین امر عامل دیگری در برتری نسبی زنان در اجتماع فیلیپین است. نتایج دیگر تحقیقات حاکی از برتری روانشناسی اجتماعی زنان فیلیپینی در مقایسه با مردان فیلیپینی است . این برتری نیز عامل دیگری در موفقیت زنان در زندگی اجتماعی فیلیپین قلمداد می گردد و به عبارتی دیگر عاملی در انطباق بیشتر آنان با اجتماع است که زودتر از مردان فیلیپینی به بلوغ اجتماعی می رسند و امید آنان در مقایسه با مردان بیشتر است .

نقش اجتماعی دختران در هنگام کودکی و در خانواده با نقش اجتماعی پسران یکی است، چون والدین از هر دو انتظار اطاعت، درستی، احترام به خانواده را دارند، نقش واقعی اجتماعی زنان هنگامی آغاز می شود که دوران کودکی و نوجوانی دختران به اتمام می رسد، در این زمان است که عوامل مختلف دیگری، تعامل و تعادل میان نقش اجتماعی زنان را با مردان ایجاد می کند . فیلیپین ازجمله کشورهایی است که مادران تأثیر به سزایی را بر رفتار اجتماعی دختران و پدران نفوذ زیادی بر رفتار شغلی دختران دارند. حفظ بنیان خانواده به رغم کاستی های احتمالی مرد فیلیپینی از دیگر نقش های اجتماعی زنان است که در بسیاری از کشورهای دیگر جهان سوم بر همین منوال قرار دارد . آنچه در فیلیپین محسوس است اینکه زنان در ایفای نقش خویش در خانواده شوهران خطا کار را در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر جهان سوم زودتر می بخشند. جنبش طرفداری از تساوی حقوق زن و مرد در فیلیپین ، که در همین گزارش به آن اشاره شده است قبلاً با شعارهای: " زن فیلیپینی مایل به ازدواج است " - " زن فیلیپینی مایل به داشتن فرزند است " - " زن فیلیپینی از مرد اطاعت می کند امّا زیر دست او محسوب نمی شود " آغاز گردید امّا این عقیده با مکتب طرفداری از تساوی حقوق زن و مرد غرب در آمیخت و اهداف واقع بینانه خود را از دست داد و به جنبشی تبدیل شد که مایل به مقابله به مثل با مردان است بنابراین جنبش فیمنیست از عوامل دیگری است که نقش اجتماعی زن فیلیپینی را تحت تأثیر قرار داده است.


پ - نقش آموزشی

نقش آموزشی زن فیلیپینی خود شامل زیر مجموعه های متعددی است امّا در عین حال در دو طبقه بندی ویژه خلاصه می شود، نخست نقش آموزشی زن در خانواده است که بخشی از وظایف مادری یک زن فیلیپینی است و در این زمینه نیز نقش زن فیلیپینی از شریک زندگیش بیشتر است و کودکان خانواده از مادر به مراتب بیشتر از پدر آموزش می گیرند و طبقه بندی دیگر، نقش آموزشی زن در اجتماع است که رسمی ترین نوع آن نقش زنان در مراکز آموزشی از ابتدایی تا سطوح عالی و حالت غیر رسمی آن فعالیت زنان در سازمان های مختلف مردمی است که غیر مستقیم مکمل نقش زن در مراکز رسمی آموزشی قلمداد می گردد. نظر به اینکه تعداد زنان باسواد فیلیپین در مقایسه با کشورهای دیگر جهان سوم از درصد بالایی برخوردار است طبعاٌ عاملی در شرکت گسترده آنان در امر آموزش قلمداد می گردد . حضور زنان در سطوح ابتدایی و متوسطه در مقایسه با مردان گسترده تر است اما در سطوح دانشگاهی حضور مردان چشمگیرتر است که ازدواج و مسئولیت مادری از جمله دلایل کاهش زنان دانش آموخته ی دانشگاه است .



ت - نقش قانونی

در سالهای اخیر تغییرات چشمگیری در نقش قانونی زنان در اجتماع فیلیپین رخ داده که بر خانه ، خانواده و روابط زن و شوهر اثرات چشمگیری گذاشته است برخی ازاین تغییرات حاصل تلاش های نمایندگان زن در مجالس قانونگذاری فیلیپین است که در زیر به مهمترین آنها اشاره می شود :

بر اسا س مفاد قانون اساسی مورخ ۱۹۷۳ میلادی, زن فیلیپینی که با مرد خارجی ازدواج می کند می تواند ملیت خود را به فرزندان خود منتقل نماید و در عین حال زن خارجی که با مرد فیلیپینی ازدواج می کند ملیت خود را از دست نمی دهد مگر خود مایل به تغییر ملیت باشد .

درقوانین مدنی فیلیپین نیز موارد زیادی به چشم می خورد که در مجموع عامل بهبود نسبی وضعیت ارزشهای قانونی زنان در فیلیپین است و اگر چه زنان فیلیپین در سال های اخیر امتیازات زیادی را کسب کرده اند امّا باز زبان به گله گشوده و آنها را کافی نمی دانند . بررسی های انجام شده در زمینه میزان آگاهی زنان قیلیپینی از حقوق قانونی خویش نشان می دهد ، بسیاری از زنان زمانی از حقوق قانونی خود آگاهی پیدا می کنند که مشکلی برای آنها بروز کند بر اساس همین تحقیقات زنان منطقه لوزان مرکزی بیشترین آگاهی را از حقوق قانونی خویش دارند و زنان بخش های شمالی و جنوبی میندانائو دارای کمترین اطلاعات از حقوق قانونی خود هستند .

بر اساس قوانین موجود به زنان فیلیپینی حق زندگی، آزادی، مالکیت، انتخاب ملیت، تحصیل، دسترسی به اطلاعات و فرصت های مساوی با مردان داده شده است وتا زمانی که هریک از موارد فوق بر خلاف قانون نباشد این حقوق محفوظ است . امروزه زن فیلیپینی در برابر قانون همانند مرد باید به کشورش وفادار باشد و ملزم به دفاع ازآب ، خاک و انجام کارهای مفید برای سرزمین خویش است .

حق کار و کسب برای زنان فیلیپین اولین بار در سال ۱۹۲۴ میلادی به تصویب هیئت قانونگذاری وقت این کشور رسید و همین مصوبه با الحاقاتی در سالهای ۱۹۳۵، ۱۹۴۶ ، ۱۹۵۲ ، ۱۹۵۴ ، ۱۹۷۳ و ۱۹۷۷ میلادی اصلاح شد و از سال ۱۹۷۷ میلادی تا کنون نیز هر بار الحاقیه ای به قوانین مدنی کشور، به ویژه د ر زمینه های کار و امور اجتماعی ، افزوده شده است . در حال حاضر قانون ، کارفرما را ملزم به پرداخت حقوق مساوی به زنان در مقابل کار مساوی با مردان کرده است و مانند بسیاری از کشورهای دیگر زنان از امکانات و مزایای ویژه دوران بارداری و مادران شیرده استفاده می کنند . لازم به ذکر است قانون از حق ازدواج زنان پس از استخدام شدیداً حمایت می کند و این در حالی است که بسیاری از مؤسسات خصوصی به ویژه فروشگاههای تجاری به خاطر جلوگیری از ضرر و زیان ناشی از مرخصی اجباری زمان بارداری و موارد دیگری که قانون برای مادران در نظر گرفته است شرط ادامه کار زنان در این مؤسسات را منوط به مجرد ماندن آنها دانسته اند که دولت نیز به خاطر عدم توانائی در ایجاد هزاران فرصت شغلی برای افرادی که در مؤسسات خصوصی سرگرم به کار هستند سکوتی نسبی اختیار کرده است و به عبارتی دیگر آنان را نادیده گرفته است . نکته جالب توجه اینکه براساس فرمان ریاست جمهوری شماره ۱۴۸ مورخ ۱۹۷۶ ، که به وسیله رئیس جمهور وقت به امضاء رسیده و هنوز به قوت خود باقی است ، مؤسساتی که بیش از ۳۰۰ کارگر و کارمند مرد و زن داشته باشند ملزم به تأسیس واحد مستقل تنظیم خانواده هستند تا بدین ترتیب از ازدیاد بی رویه جمعیت خانواده های وابسته به مؤسسات مذکور جلوگیری شود که این قانون نیز به خاطر مخالفت های مکرر کلیسای کاتولیک فیلیپین بهانه ای به دست برخی از کارفرمایان داده است تا از تأسیس واحد هایی خودداری کنند که مستلزم مخارجی برای کارفرماست یا آن را در حد تشریفات ظاهری حفظ نمایند . از سوی دیگر کار شب از ساعت ۱۰ تا ۶ صبح برای زنان شاغل در مؤسسات تجاری ممنوع اعلام شده است که آن هم عمومیت ندارد و در موارد زیادی از سوی کارفرمایان نادیده گرفته شده است و می شود. مسئولیت پرورش کودکان در خانواده از نظرقانون متوجه مرد و زن است امّا همانگونه که در همین تحقیق بیان شد در عمل مسئولیت سنگین تربیت و پرورش کودکان بیشتر متوجه مادران است .

یکی از جنجالی ترین موارد مطرح در میان خانواده های فیلیپینی مسأله طلاق است که مذهب کاتولیک با آن عملاً مخالفت کرده و می کند امّا شرایط زمانی و مکانی قانونگذاران را بر آن داشته است که نوعی جدا زیستن را با شرایط خاصی در میان خانواده های فیلیپینی قانونی اعلام کنند .

طلاق کامل که در واقع لغو ازدواج است از نظر قانونی پذیرفته نیست امّا طلاق نسبی یا جدا از هم بودن قانونی و پس از گذر از مراحلی است که دادگاه تعیین می کند .

در حال حاضر دو نوع طلاق مورد بحث در میان خانواده های فیلیپینی وجود دارد یکی جدائی در اصل ازدواج است و دیگر جدائی قانونی ، جدائی دراصل که به موجب آن زن و شوهر بدون نیاز به صدور حکم قانونی مجزا امّا با اطلاع به مراجع با صلاحیت از هم جد می شوند که دلیل آن میتواند ، خودداری مرد از حمایت مالی خانواده ، مبادرت به قمار دائمی از سوی مرد ، توهین و بد رفتاری دائمی ، اقدامّات غیر انسانی و وحشیانه در مسایل زناشویی و ادامه روابط نامشروع با دیگران است که در این صورت برای جدا شدن اجازه داده می شود و مرحله بعد جدائی قانونی است که به موجب ماده ۹۷ قانون مدنی درخواست جدائی در موارد زیر به دادگاه ارائه می شود و دادگاه آن را بررسی و رأی صادرمی کند :

۱-سوء قصد به جان هر یک از طرفین ازدواج از سوی طرف دیگر

۲-ارتکاب عمل زنا از سوی زن و یا ازدواج غیر قانونی مرد با زنی دیگر که عرفاٌ پذیرفته است . که در صورت ارتکاب عمل زنا از سوی زن مرد می تواند قانوناً درخواست طلاق نماید و در مورد دوست گرفتن زنی دیگر از سوی شوهر اثبات آن کار آسانی نیست و نیاز به اثبات موارد زیر دارد :

۱-۲- استفاده دائمی معشوقه شوهر از خانه مشترک زن و شوهر

۲-۲- عمل منافی عفت مرد و زن در انظار عمومی

۳-۲- زندگی دائمی مرد با معشوقه خود خارج از خانه مشترک زن و شوهر .

در صورت فوت شوهر صدور اجازه رسمی ازدواج مجدد برای همسر او تنها بعد از گذشت ۳۰۰ روز ازمرگ شوهر و یا تولد کودک متعلق به فرد متوفی است. امّا برای مرد محدودیتی وجود ندارد و در مواردی ازدواج انجام می شود و ثبت آن بعد از سپری شدن مدت قانونی صورت می پذیرد .

۴-۱- زنان در نقاط دوردست کشور

مطالعات نشان می دهد شمار زنانی که در روستاها زندگی می کنند ۲ برابر تعداد زنان در نقاط شهری است ( ۶۳.۶۶% روستائی و نقاط دور دست و کوهستانی ۳۶.۳۴% مناطق شهری ) از این تعداد ، زنانی که در خانواده های روستائی نقاط دوردست زندکی می کنند ¾ آنها خانه داری می کنند که شامل: نگهداری از مزارع و حیوانات اهلی و شرکت محدود در ماهیگیری نیز می شود و یک چهارم آنها مانند زنان شهری در امور اداری و مراکز آموزشی ابتدائی و برخی متوسطه و شعبات دیگراداری – دولتی و خصوصی به کار مشغولند . کار بدون مزد زنان روستائی در نقاط دور دست ، که طبعاً برای اداره امور زندگی خود و خانواده علاوه بر منزل در مزارع و کشتزارها نیز به کار مشغولند ، از عوامل مهم اجتماعی اقتصادی ویژه جوامع روستائی جهان سوم است که هزینه تولید را برای خانواده به حداقل می رساند و عاملی در ادامه زندگی خانوادهای مستقر درنقاط دور دست است از سویی محدود بودن شغل اکثر زنان روستائی و نقاط دور دست در امر خانه داری و کشاورزی آنها را از موضوعات مطرح در میان زنان شهری دور نگاه داشته و از اهمیت زیاد نقشهای دیگر و مورد انتظار جامعه زنان کاسته است کم رنگ تر بودن این نقش ها، در مقایسه با همتاهای آنان د ر شهرها، عامل آرامش بیشتری در خانواده های روستائی و نقاط دور دست بوده است و تبعات کمتری را همراه دارد و خانواده روستایی در اتخاذ تصمیمات دچار بحران کمتری درمقایسه با خانواده های شهری است .

بر اساس مطالعات انجام شده ادامه مرد سالاری سنتی ، دسترسی کمتر به آموزش و مراکز آموزشی عالی ، ازدواج زودرس ، اقتصاد ضعیف ، فقدان خدمات اجتماعی کافی از جمله مشکلات عمده زنان روستائی است .


۵-۱- زنان در خرده فرهنگ ها

نتیجه حاصل از برخی مطالعات انجام شده جمعیت مسلمانان و اقلیت های دیگرغیر کاتولیک را درمجموع ۱۵% کل جمعیت فیلیپین اعلام کرده است مسلمانان ۱۰ درصداند و بزرگترین اقلیت غیر مسیحی را تشکیل می دهند که مترادف با خرده فرهنگ هائی هستند که توانسته اند فرهنگ خویش را نیز از هجوم فرهنگ های اسپانیائی و آمریکائی ، که نفوذ زیادی را در چند صد سال اخیر بر فرهنگ فیلیپین داشته اند ، به طور نسبی حفظ نمایند .

مطالعات انجام شده حاکی از آن است که میل به داشتن فرزند پسر در مقایسه با دختر، در میان خانواده های عضو خرده فرهنگ ها با توجه به فرهنگ مسیحیت حاکم بر فیلیپین ، بیشتر بوده و امکان دست یابی به تحصیلات عالی برای مردان در خرده فرهنگ ها بیشتر از زنان است .

خانواده های خرده فرهنگ ها برای فرزندان پسر نقش اجتماعی - اقتصادی را در آینده خانواده انتظار دارند و برای فرزندان دختر نقش اجتماعی را قایل هستند . نگاه خرده فرهنگ ها به ازدواج ، در مقایسه با فرهنگ حاکم در فیلیپین ، از جنبه مذهبی بیشتری برخوردار است .


۶-۱- زن و سازمانهای دولتی و غیر دولتی

آنچه زنان را در جامعه فیلیپین ، در مقاسیه با زنان برخی از کشورهای دیگر جهان ، در موقعیت نسبی برتر قرار داده است فعالیت های گستر ده آنها در سازمان های غیردولتی " NGO " است و این علاوه برنقش وسیع آنها در سازمانهای دولتی است ؛ در زیر شمه ای از فعالیت زنان در سازمانهای دولتی و غیر دولتی مورد بررسی اجمالی قرار می گیرد :


الف - زن و سازمانهای دولتی

مطالعات انجام شده به وسیله شورای نیروی کار ملی و جوانان فیلیپین حاکی از برتری نزدیک به ۵ درصد زنان در سازمان های دولتی درمقایسه با مردان است. میزان فعالیت زنان در مؤسسات و سازمانهای دولتی ۸/۵۴ درصد است .

امّا به رغم برتری درصد حضور زنان در سازمانهای دولتی ، که همچنان تدریجی و آهسته رو به گسترش است ، هنوز تعداد مردانی که سمت های کلیدی کشور را به عهده دارند، در مقایسه با زنان ، بیشتر است در این میان درصد زنانی که با رأی مستقیم مردم انتخاب می شوند از جمله شهرداران ، فرمانداران ، نمایندگان مجلس از افزایش خوبی برخوردار است. از سال ۱۹۸۶ میلادی تاکنون فیلیپین شاهد به قدرت رسیدن دو رئیس جمهور زن بوده است . نخستین رئیس جمهور زن در فیلیپین خانم کورازون اکینو که با سقوط فردیناند مارکوس دیکتاتور وقت و رأی مردم زمام امور را به دست گرفت و خانم آرایو رئیس جمهور فعلی نیز که معاون رئیس جمهور قبلی- استرادا- بود، با تظاهرات مردم، که علیه فساد مالی رئیس جمهور به خیابانها ریخته بودند، به ریاست جمهوری رسید و در انتخابات اخیر نیز برنده شد. نکته قابل توجه این است که در هر دو مورد مردم خسته از تخلفات و سوء استفاده سیاستمداران مرد ، با رأی خویش زنان را در رأس امور اجرائی کشور قرار دادند. اقدامّات عمومی زنان فیلیپین درامور دولتی در مقایسه با فعالیت های بسیاری از مردان فیلیپینی بیشتر است و این روند همچنان ادامه دارد و زنان در همه زمینه ها سعی وافر دارند تا وظایف محوله را به خوبی انجام دهند .

حضور گسترده زنان در امور دولتی تبعات دیگری را ، مانند بحث های جانبی و احساسی بیش از حد لزوم و بعضاً کاستی هائی در تصمیم گیری سریع ، به همراه دارد امّا نظر به فساد گسترده موجود درامور دولتی در مجموع حضورآنها بهتر از مردان مردم را راضی نگاه داشته است .


ب - زن و سازمانهای غیر دولتی

نظر به اهمیت سازمانهای غیر دولتی که به « NGO » معروف است . سخن را از این سازمانها آغاز می کنیم .

در این مقوله زنان با برتری کامل حرف اول را می زنند و بسیار فعال برخورد کرده و با جدیت بیشتری حامی سازمانهای غیر دولتی اند که خدمات مختلفی را ارائه می دهند .

نگاهی کوتاه به تاریخچه فعالیت زنان در سازمانهای غیر دولتی نشان می دهد تاریخ دقیقی برای شرکت آنها در اینگونه سازمانها در دسترس نیست زیرا در گذشته های دور گروههائی که مایل به خدمت دیگران بودند و زنان محور اصلی آنرا تشکیل می دادند دارای سازمانبندی ویژه ای نبودند و سنتی اداره می شدند . شرکت گسترده زنان فیلیپینی در سازمانهای غیر دولتی در تاریخ معاصر فیلیپین به سال ۱۹۳۵ میلادی، ۷۰ سال قبل بر می گردد، از آن سال به بعد بود که زنان فیلیپین در سازمانبندی ویژه ای کار در سازمانهای غیر دولتی را همراه با کار در خانه و وظایف محوله دیگر را در دستور کار خویش قرار دادند . در خلال آن سالها سه چهره برجسته یعنی خانم ها کی زون ، پیلار ، اسکورا ، که هر یک وظایف خویش را علاوه بر خانه داری بر عهده داشتند برای شرکت در کار گروهی سازمان دهی شده ، که در واقع همان سازمانهای غیر دولتی بود، به صحنه آمدند. فعالیت عمده این گروه سه نفره تقویت اقدامّات صلیب سرخ آن زمان و رسیدگی به امور خانواده های نیازمند بود . مقررات قانونی کشور در آن زمان نیز که به تدریج شرکت سازمانهای غیر دولتی را در پیش برد امور اجتماع مورد تأکید قرار داده بود از عامل دیگر شکل گیری تدریجی سازمانهای فعال غیر دولتی بود. روند رو به گسترش سازمانهای غیر دولتی در سالهای بعد همچنان ادامه یافت و تشکیل سازمانهای غیر دولتی ، که اکثراً به وسیله زنان پایه گذاری شده بود و فعالیت های گوناگون عام المنفعه می کردند، از آن زمان تاکنون ادامه داشته است . نکته قابل توجه اینکه ، حمایت مردمی از سازمانهای غیر دولتی، در صورت وجود زنان در سازمانهای یاد شده و در مقایسه با سازمانهای دیگر چشمگیر بوده است .

امروز سازمانهای غیر دولتی که به وسیله زنان فیلیپینی پایه گذاری و اداره می شود دریچه ای به دنیای بهتر و زنان در مرکزیت آن قرار دارند . از جمله این سازمانها، سازمانهای متعدد مذهبی است که وابسته به کلیسای مرد سالار کاتولیک فیلیپین بوده امّا مرد سالاری کلیسای کاتولیک ، که به خاطر طبیعت کار کلیسای مذکور امری طبیعی شمرده می شود ، باعث گردیده است از عزم زنان درمقایسه با مردان و در خدمت نیازمندان بکاهد. شرکت زنان در سازمانهای غیر دولتی پیکره اصلی فعالیت های اجتماعی آنان را تشکیل می دهد . نظر به وظایف مادری ، اقتصادی و تربیت فرزندان و نقش های دیگر زنان ، افزوده شدن کار با سازمانهای غیر دولتی که عموماً بدون پرداخت دستمزد صورت می گیرد از پدیده هائی است که نیاز به بررسی عمیقی دارد و شاید بتوان گفت تلاشی برای تکمیل نقش حساس زنان در زندگی خانواده های فیلیپینی است . یک زن فیلپینی برای سمتی که در سازمانهای غیر دولتی به او داده می شود احساس مسئولیت و غرور می کند در حالی که اکثر مردان قبول مسئولیت کار پاره وقت و صرف زمانی از شبانه روز خود را بیشتر با معیار های مالی و مادی می سنجند و برای آنها پاسخ به این سئوال مهم است که شرکت در کار اجتماعی گروهی چه منافع مادی و مالی را برای آنها به ارمغان می آورد. وجود هزاران خانواده نیازمند در فیلیپین و طبیعت حساس زنان در توجه بیشتر به فقرا و نیاز مندان از عوامل دیگری است که شرکت آنان را در سازمانهای غیر دولتی و خیریه چشمگیر کرده است . زنان در سازمانها و شرکت های دیگر نیز فعالند که قبلاً دراین تحقیق مطالبی کوتاه در باره آن مطرح شد .

مطالعات آماری نشانگر وجود صدها سازمان است که به دست زنان و با همت آنها تأسیس شده است و کار را هم چنان ادامه داده اند .


۲- سیمای زنان به عنوان نقش تعیین کننده خانواده ( نقش ساختاری )

با توجه به اینکه سیمای زن و نقش او در موارد مختلفی بررسی شد و نیز مهم ترین نقش هایی که زن فیلیپینی ایفا کرده و می کند به طور اجمالی مورد بررسی قرار گرفت در این حال نقش ساختاری زن در خانواده که در واقع نقش تعیین کننده اصلی اوست مورد مداّقه قرار می گیرد .

ساختار هر خانواده بر روی پایه هائی ایجاد می شود که در واقع دو رکن اساسی آن محسوب می گردد و آن مرد و زنی هستند که گرد هم آمده تا بنیان یک خانواده را پی ریزی کنند . اگر سستی در هر یک از پایه ها به وسیله پایه دیگر ترمیم نگردد بنیان خانواده سست خواهد شد و در هم می ریزد . در فیلیپین این سستی اکثراً از سوی مرد خانواده ایجاد می شود و همانگونه که در همین پژوهش تذکر داده شده مسئولیت خانواده اکثراً بر دوش زنان است و در مواردی نه تنها مردان سست کننده بنیان خانواده هستند بلکه به نوعی جلوی فعالیت های زنان را برای تحکیم آن می گیرند . بلای خانمان سوز اعتیاد به مواد مخدر ، زیاده روی استفاده از مشروبات الکلی ، بی بند و باری و عدم احساس مسئولیت کافی به وسیله ی مردان از عواملی است که سست کننده بنیان خانواده است . جامعه احساس مسئولیت کمتر مردان را درخانواده به طور ضمنی پذیرفته است همین پذیرش ضمنی کاهش نقش مردان در خانواده عاملی است که نقش زنان را به نقشی ساختاری در خانواده فیلیپینی تبدیل کرده است کاهش میزان ازدواج در کلیساها و بسنده کردن زن و مرد به روابطی که بیشتر توافقی است و در فیلیپین به " Live in " معروف است عامل دیگری در کاهش انتظار جامعه از ایفای نقش مرد در خانواده است .

نقش ساختاری زن در خانواده الگویی است که بخش های دیگر جامعه فیلیپین را متأثر کرده و بدین ترتیب زن سالاری علنی را در این جامعه مورد تأیید قرار داده است .















فصل ششم



۱-منطق گرایی دین وسیاست در میان خانواده های فیلیپینی


بحث در باره منطق گرایی دین و سیاست و تأثیری که این دو مقوله بر روی یکدیگر دارند ، از بحث های عقلی و بسیار پیچیده تاریخ معاصر جهان است . دین در نهایت تکیه به پایگاه خود به عنوان معنویت بشر دارد که ریشه آن آسمانی و الوهیت بوده اما سیاست، ساخته دست بشر است . غرب ، بدور از پیشرفت های فنی خود، انسان محوری را هدف قرار داده امّا به دلیل اینکه نمی تواند واقعیت دین را انکار کند جائی را نیز برای آن قایل شده است امّا همواره این دو را از هم جدا می داند و داد از جدائی دین و سیاست می زند . منطق گرایی بشر امروزی که به ناچار برای بسیاری از مادی گرایان اجباری و نه اختیاری است آنها را ملزم به تفکر درباره ی ضرورت شناخت ریشه های اعتقادات بشر نموده است که در واقع در چار چوب منطق می گنجد . امّا هنگامی که این تفکر را در چار چوب مقدماتی ترین مقوله منطق یعنی تساوی A با B و سپس B و C و درنتیجه A و C قرار می دهیم ، منطق می ماند ، سیاست می ماند و دین راه خود را می یابد، که در نتیجه مغزهای انسان محوری – اومانیسم - برای کند کردن روند دین در میان جامعه بشری به کار می افتند

حال در جامعه فیلیپین مسئله شکل دیگری را به خود گرفته است استعمار اسپانیا دین را بازیچه دست خویش قرار داد و از طریق آن سعی در القای سیاست خویش نمود . همه جا سیاستمداران پیرو ارباب دین هستند و در مواردی نیز اگر اختلافاتی بروز می کند حساب شده و برنامه ریزی شده است همچنین سیاست بسیار دقیق و پیچیده عاملی در باقی ماندن دین و مذهب به عنوان ره آورد اسپانیائیها ، پس از شکست سیاسی آنها در میان مردم فیلیپین ، می شود زیرا در اواخر دوران استعمار اسپانیا بارها میان سیاستمداران و مذهبیون کلیسا در گیریهای پیش می آمد و گروندگان فیلیپینی به مذهب کاتولیک ، نیز غافل از آنچه اسپانیائی ها انجام می دادند با صداقت به مذهبیون معترض اسپانیائی می پیوستند . مذهبیون به ظاهر گناهکار اسپانیائی از کار بر کنار شده و در نهایت به کشور خویش بازمی گشتند امّا به مذهبیون فیلیپینی مرگ هدیه می شد که نمونه بارز آن در تاریخ دینی سیاسی فیلیپینی اعدام پدران روحانی گومز ، بورگوز ريا، زامورا به وسیله ی اسپانیائیها بود. سیاست های کج دار و مریز واتیکان در تاریخ یکصد سال گذشته فیلیپین تعیین کننده میزان نزدیکی دین و سیاست در میان خانواده های فیلیپینی بوده است . مطالعات دقیق باعث شده است تا دربار واتیکان و مشاوران پاپ همواره واکنش های به موقعی را در جامعه فیلیپین از خود نشان دهند که به ظاهر نتیجه منطقی تعادل و تعامل میان دین و سیاست است . دلیل توجه ویژه واتیکان به فیلیپین این بوده است که با آمدن اسپانیائیها، مسیحیت، بخشی از سهم اسلام را در جنوب شرقی آسیا گرفت و با آمدن آمریکائیها که ، با شعار آزادی دین به این سرزمین قدم گذاشتند، مسیحیت آمریکائی به این مردم هدیه شد که عامل خودسری های گوناگون در میان مذهبیون فیلیپینی گردید و کار را تا به آنجا رساند که امروزه مکاتب فکری متعددی به جای دین در برخی از کلیساها و عبادتگاههای فیلیپین ایفای نقش می کنند .

مذهب کاتولیک در میان مردم فیلیپین ریشه چهارصد ساله دارد ، فقر موجود در میان اکثر خانواده های این کشور از عواملی است که مشوق پناه بردن آنها به کلیساهاست و اگرچه فقر خود عامل ارتکاب جرائم بسیاری شده است که با تعلیمات کاتولیک نمی خواند اما از سوئی دیگر عامل هجوم مردم گرفتار در بند مشکلات مالی و خسته از عوامل دیگر اجتماعی است که درد های خویش را در برابر تندیس های متعدد مریم مقدس و عیسی مسیح در کلیساها بیان می کنند . هیچیک از سیاستمداران غیر معتقد آشکارا تعالیم دین مسیحیت را زیر سئوال نمی برند زیرا حمایت خانواده های نسبتاً مذهبی فیلیپینی را از دست می دهند و بعضاً برخلاف عقاید خویش ، با شرکت در مراسم مذهبی که در فیلیپین به وفور یافت می شود ، سعی در تظاهر به مذهبی بودن خود در ذهن مردم دارند که این اقدام نوعی دیگر از منطق گرایی دین و سیاست محسوب می شود اما نه منطقی که بر اصولی منطبق باشد بلکه فرصت طلبی حکم می کند تا برای حفظ مقام خویش همراه دین باشند . کلیسای کاتولیک فیلیپین با سئوالات بدون پاسخ زیادی در میان خانواده های فیلیپینی روبروست ، سیاست مخالفت بدون منطق با مسئله تنظیم خانواده که بر اساس عقاید قرون وسطائی است ، سکوت نسبی کلیسا و نبود تنبیهات کافی برای مذهبیون خطاکار کاتولیک و موارد دیگر کلیسا را برای دفاع از خود در میان افکار خانواده های فیلیپین با مشکلاتی روبرو کرده است ، منطق گرائی کلیسا در این زمینه حکم می کند کلیسا سیاست صبر و انتظار را پیشه کند و بدون اشاره به اقدامات خود از مردم بخواهد پیروان راستین مسیح باشند . درصد خانواده هایی که فرزندان خویش را به مراکز تربیت کشیش می فرستند رو به کاهش است . کلیسا فعالیت های متعددی را در این زمینه آغاز کرده است . سیاست جاری کلیسا ، جلب توجه نسل جوانی است که آینده مسیحیت و جامعه کاتولیک فیلیپینی به دست آنها است اما همین اقدام واکنش هایی را از سوی مطبوعات ایجاد کرده است برخی از نشریات اخیراً طی مقالاتی خطاب به خانواده های فیلیپینی از انها خواسته اند، فرزندان خود را برای به رفتن به مراکز تربیت کشیش مجبور نکنند. ارزیابی تعادل و تعامل بین سیاست و دین در میان خانواده ها، که بعضاً بر اصول منطقی خویش پیش می رود و زمانی بر اساس اجبار و نه انتخاب مسیر خاصی را می پیماید همچون گذشته، وابسته به عامل انتخاب رهبران کلیسای فیلیپین است . انتخاب کاردینال روسالز به جای کاردینال سین که به فاصله کوتاهی قبل از انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری صورت گرفت ، اگر چه به بهانه بیماری کاردینال سین و بنا بر گفته ای درخواست بازنشستگی او ، صورت گرفت اما در واقع تعدیل دخالت کلیسا در امور سیاسی کشور بود . زیرا دخالت های مکرر کلیسا در سیاست که در دو مورد باعث تسریع در برکناری روسای جمهور وقت شد به تدریج برخی از احاد ملت را در مقابل کلیسا و سیاست های مداخله گرانه آن در امور کشور قرار داد . زیرا آنها به استناد ادعای جدائی دین از سیاست ، دخالت دین در سیاست را مخالف اصول کلیسای کاتولیک ، به ویژه در فیلیپین ، می دانستند . روند این تعامل و تعادل بین دین و سیاست و منطق حاکم بر آن در میان خانواده های فیلیپینی یک امر ثابتی نیست و هر بار با دخالت عوامل گوناگونی تغییر می کند و نوسان در این روند همچنان ادامه خواهد یافت .


۲-اولویت های یک خانواده فیلیپینی

الویت فعلی برای یک خانواده فیلیپینی حفظ حداقل شرایط موجود خانواده است ، تورم ناشی از فشار بازار جهانی ، بر کشوری که با وجود درآمد کم از مصرف زدگی بالائی رنج می برد ، حفظ شرایط موجود را بسیار حائز اهمیت کرده است . هزینه تحصیل در حال حاضر در فیلیپین به نسبت درآمد خانواده ها بالاست . تحصیل در دبستانها ، دبیرستانها و دانشگاههای منتخب برای فرزندان خانواده هائی امکان پذیر است که از درآمد کافی برخوردارند . درغیر این صورت تحصیل در مراکز آموزش عادی را انتخاب می کنند . آموزش و یادگیری خواندن و نوشتن از اولویت هائی قلمداد می شود که از گذشته تا حال در میان خانواده های فیلیپینی مرسوم بوده است و این امر خود دلیل بالا بودن درصد بالای باسوادان در سراسر کشور است. تمایل خانواده ها برای کسب درآمد بالاتر از طریق کار در خارج نیز آنها را ملزم کرده و می کند که خود را با حداقل معیارمورد نیاز برای کار درکشور های خارجی آماده نمایند و بنابراین آموزش از اولویت بالائی برخوردار بوده و شرایط مشابه آنچه در بالا ذکر شد در کشورهای دیگر جهان سوم نیز محسوس است. مردم بسیاری از کشورهای جهان سوم می دانند که کسب سهمی از دانش مورد نیاز و قابل قبول می تواند ضامن کار و درآمد خانواده در آینده باشد . بالا بودن خطرات ناشی از فساد موجود در اجتماع خانواده ها را بر آن داشته است که فرزندان خویش را از آلودگیها ، به ویژه مواد مخدر و انحرافات اخلاقی بدور نگاه دارند اما هجوم هر دو آفت اجتماعی ، که از طریق بد آموزیهای رادیو ، تلویزیون و سینما تقویت می شود ، این تلاش را ناکام گذاشته است و جوانان همچنان قربانیان بی چون و چرای وضعیت موجود و تحمیل شده بر اجتماع فیلیپین هستند . سوء استفاده های مکرر مالی و فساد مداوم عده ای از سیاستمداران و برخی از مقامات کشور ، موضوع انتخاب یک خانواده را در حفظ کشور و سرزمین به حفظ خانواده و منافع آن سوق داده البته عوامل دیگری نیز در این امر سهیم هستند که به برخی از آنها در این پژوهش اشاره شده است . این احساس در میان خانواده های استانهای مختلف یک شکل نیست و تفاوت هائی دارد اما در مجموع این یک احساس عمومی است . همین احساس در میان خانواده های سرشناس از مرز خانواده تجاوز کرده و به قوم و خویش گرائی تبدیل شده است . که آثار ویران کننده آن در اجتماع به مراتب بیشتر از آثار خانواده گرائی و عامل قویتری در انحصار طلبی های اجتماعی است .


۳-ارزشهای مطرح در خانواده

ارزشهای مطرح در مجمع الجزایر فیلیپین ، که متشکل از چند هزار جزیره بزرگ و کوچک است ، طبعاً یک معیار تعریف شده ثابتی ندارد و به ویژه این ارزشها در میان فرهنگ ها و خرده فرهنگ های موجود در این کشور نیز یکی نیست و فرهنگ اسلام از جمله خرده فرهنگ ها در این کشور محسوب می شود ، بنابراین آنچه به طور کوتاه اً مورد بحث قرار می گیرد جنبه های کلی موضوع با دیدی مثبت است و می توان ادعا نمود بیان حقایق نبوده بلکه اً اشاره ای به آرمانهای مورد انتظار جامعه فیلیپین است .

بحث بر سر ارزشها در جامعه فیلیپین بحث دامنه داری است و اگر چه مسیحیت از محتوای ارزشی و اخلاقی بالائی برخوردار است اما اجرای آن در عمل و با توجه به شرایط فعلی با معضلاتی روبرو خواهد شد. برخی از صاحبنظران از جمله استادان دانشگاه عقیده دارند ، ارزشها از جنبه خوبی ها شناخته می شود ، بنابراین هر چه خوب است ارزشمند بوده و حاوی ارزش است اما این تعریف جامع نیست و به شرایط مکانی و زمانی بستگی دارد و ارزش در چارچوب هدف ، مکان ، فرد ، طرح ، رفتار و موقعیت ویژه معنا می یابد . از سوی دیگر قضاوت بر روی چگونگی ارزشها بعضاً بر اساس خواست فرد قضاوت کننده است و در صورتیکه با عقاید او منطبق کند ممکن است ارزش خوانده شود .

ازآنجائیه بحث برسر مقوله ارزش ومعانی مختلف آن به درازا کشیده می شود و در صورت ورود به این مبحث سئولات دیگری از قبیل:

-چرابه ارزشها نیازمندیم ؟

-آیا ارزشها اکتسابی است ؟

-آیا ارزشها در مادیات یا معنویات خلاصه می شود یا هر دو ؟

-آیا ارزشها ثابت است یا قابل تغییر ؟

و سئوالات گوناگون دیگری مطرح می گردد که هریک نیاز به بحث مفصلی داردبنابر این در بحث کوتاه حاضر به ارزشهائی اشاره می شود که یک خانواده فیلیپینی آن را ارزش می داند و ممکن است مشابه خانواده های کشورهای دیگر باشد .

ارزشهای مورد نظر خانواده فیلیپینی شامل اهداف، خواست ها، موفقیت ها و آرزوهای آن است. این ارزشها از نظر یک خانواده فیلیپینی خوب، با اهمیت ، قابل قبول ، صحیح، با ارزش و شایسته خانواده محسوب می شود. ارزشها، فراوانند و می توانند براساس عقاید، فلسفه زندگی، حیثیت خانوادگی، روابط انسانی و اصولی مستقر باشند که یک خانواده بر اساس آن به زندگی خود ادامه می دهد .


ارزش تغذیه

برای یک خانواده فیلیپینی خوردن غذایی که مورد نظر خانواده است یک ارزش محسوب می شود و عاملی برای راضی بودن خانواده به شمار می اید.

ارزش های ارتباطات

یک خانواده فیلیپینی داشتن رابطه با فرد یا خانواده دیگر یا محیطی که به او احساس خوبی بدهد را یک ارزش می داند .


ارزش های زیبائی و زیبائی شناسی

زیبائی و زیباشناسی در انتخاب یک کار هنری ، یافتن محل زیبائی مثل غروب ساحل ، محل با صفا ، منطقه ای با درختان زیبا و آب روان یک ارزش محسوب می شود .


ارزش فرهیختگی

خانواده فیلیپینی برای فرهیختگان و فرهیختگی خانواده و اعضاء آن اهمیت بالائی قایل است .






ارزش های معنوی

داشتن شخصیت دینی و دین خواهی و توجه به معنویات برای خانواده فیلیپینی یک ارزش محسوب می شود .


ارزش های اخلاقی

احترام به بزرگسالان و بزرگترهای اقوام و خویشاوندان ، رعایت نزاکت و ادب منطبق با معیار فیلیپینی برای یک خانواده فیلیپینی ارزش تلقی می گردد.


ارزش قدسین

برای یک خانواده فیلیپینی به ویژه خانواده های مذهبی احترام به قدسین و تندیس های آنان یک ارزش بالا ارزیابی می گردد . آنها همین ارزش را برای کشیش ها و ارباب کلیسا قائل اند .

ارزش های شخصی

یک خانواده نسبت به رعایت ارزشهای شخصی حساسیت نشان می دهد و پاکی بدن ، لباس ، احترام در گفتار و حفظ آرامش به وسیله اعضاء خانواده یک ارزش نامیده می شود .

ارزشهای اجتماعی

حفظ موقعیت خانواده در آن و نقشی که خانواده در اجتماع دارد حائز اهمیت است .

ارزشهای فرهنگی

یک خانواده رعایت فرهنگ فیلیپینی را یک ارزش می داند و تأکید می کند که اگرچه فیلیپینی با فرهنگ های دیگر ضدیت ندارد ولی همواره مایل است فرهنگ خویش را نیز در کنار فرهنگ ها حفظ نماید . اگر چه برای حفظ هویت فرهنگی خود چندان موفق نبوده است .


ارزشهای تاریخی

ارزشهای تاریخی از نظر یک خانواده فیلیپینی در ارزشهای تعریف شده در تاریخ دینی - اجتماعی کشور خلاصه می شود و خود را در آن شریک می داند قابل توجه است در جامعه مسیحیان این ارزشها بیشتر در مذهب کاتولیک خلاصه می گردد .

ارزشهای آموزشی

یک خانواده فیلیپینی ، همانگونه که در همین پژوهش به آن اشاره شد ، برای آموزش اهمیت ویژه ای قایل است و بیشترین دلیل آن ایجاد فرصت های شغلی است که داشتن تحصیلات عالی تضمین کننده آن است .

ارزشهای سیاسی

ارزشهای سیاسی مطرح در یک خانواده فیلیپینی وابسته به گفته ها و نوشته های سیاستمداران مورد نظر آن خانواده است و کمتر مقوله جهانی دارد.

ارزش یادبودها و یادگاریها

برای یک خانواده گرفتن هدیه یا عکس با خانواده ها ، فرد یا افراد سرشناس و برای تک تک اعضاء خانواده نگهداری هدیه از فردی که زمانی خواستار زندگی مشترک با او بوده ، حال چه این زندگی مشترک به نتیجه رسیده و چه نرسیده باشد و اشیاء رد و بدل شده میان دوستان دارای ارزش ویژه ای است و اکثر اشیاء مذکور تزیین کننده اطاقهای پذیرائی آنهاست.

ارزشهای مادی

داشتن حداقل امکانات مادی برای یک خانواده فیلیپینی یک ارزش محسوب می شود و در میان خانواده های فیلیپینی در صد قانع بودن به در آمد عادی رقم بالایی است.


ارزش اموال مشترک

داشتن اموال مشترک برای یک زن و شوهر، که بخشی از قوانین مالی موجود در فیلیپین است ، افتخاری برای هر دو محسوب می شود که به یکدیگر اعتماد کرده اند و اصولاً یک فرد یا خانواده فیلیپینی برای اعتمادی که به او می شود به خود می بالد.

آنچه در بالا ذکر شد بخشی از مهمترین ارزشهای مورد نظر خانواده های فیلیپینی است که در میان خانواده ها مطرح است.




فهرست منابع

۱.The Filipino in the seventies, An Ecumenical Perspective


By: Crospe, Vitaliano New Day

Deats, Richarch Publishers

۲.Religious for Peace and Development

By: Mercado, Leonardo Logos publication-Manila


۳.National Commission for Culture and the Arts 1999 Annual Report

۴.The Filipino Values and Visions

By: Sotto, Vicente Mary Educational Supply

۵.National Council of Women of the Philippines 50th years

By: Ricaport, Nona Philippines Women University


۶. National State Economics: Key to National Progress

By: Cojangco Jr. Jose” Peping”

۷. The Laws of the First Philippines Republic

(The Laws of malolos 1898-1899)

By: Mallari, Jessie

۸.Caraga “ Anti Ceva

The Hispanization and Christianization of Agusan, Surigao, and East Davao

Second Edition

By: Schreus, Peter


۹. One Week in the Philippines

By: Andre Bellessort Translated from French

By: E. Aguilar Cruz ( National Historical Institute.) Vol. 15 No. 1


۱۰. The Philippines Education Year book 2003


۱۱. The First Filipino Ma Cuero, Leon

( National Historical Institute)


۱۲. The Development of Western Thought Complied and Edited

By: The Committee of Humanities Vol. 2


۱۳. Philippines Social science and Humanities

Review College of Arts and Science

University of the Philippines (UP)


۱۴. Tales from Lanao Lake


By: Madale,Nagasurd


۱۵. People of the Current

National Commission for Culture and Arts (N.C.C.A)


۱۶. Philippines Studies: The Spanish Hierarchy in 19th Century Volume ۲۲

By: Bernard, Miguel


۱۷. The Philippines


By: Guerro-Nakpil, Carmen



 

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پایگاه اطلاع رسانی آستان مقدس امام خمینی (ره)

تارنمای رسمی دفتر مقام معظم رهبری

ریاست جمهوری اسلامی ایران

تارنمای رسمی سفارت جمهوری اسلامی ایران- مانیل

سیری در ایران

خبرگزاری بین المللی قرآن

ايرانیان خارج از کشور

انتشارات بين المللی الهدی

مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

بنیاد اندیشه اسلامی

موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان

خبرگزاری تقریب

بنیاد سعدی

شبکه مجازی آستان

Philippines Department of Tourism

Philippine eLib
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 4230
بازدید امروز : 64
بازدید این صفحه : 1297360
بازدیدکنندگان آنلاين : 8
زمان بازدید : 1.8125

صفحه اصلی|ايران|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت