سه شنبه ٠٤ مهر ١٣٩٦ فارسي|English
 

صفحه اصلی|ايران|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
عنوان
ایران
سعدیه - آزامگاه سعدی شیرازی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   

انشعاب‌هاي مهم مسيحيت در فيليپين

1- پيدايش كليساي مستقل فيليپين

يكي از مهم ترين حوادث در اواخر قرن نوزدهم به عنوان عكس العملي در مقابل استعمار اسپانيا در فيليپين ”پيدايش كليساي مستقل فيليپين“ بود.

روحانيون مسيحي در اوايل انقلاب مواضع متزلزلي اتخاذ كرده بودند. آن‌ها در رقابت اسپانيا و آمريكا، از اسپانيا حمايت مي‌كردند. پدر آگليپاي چهره‌ي برجسته‌اي از هواداران اسپانيا بود.

"آگينالدو"، رئيس جمهور منتخب انقلابيون و "مبيني" كه مواضع شديد ناسيوناليستي داشتند سعي كردند پدر آگليپاي را وادار كنند تا نيرويش را در جهت انقلاب و آرمان‌هاي مردم به كار گيرد.

از سوي ديگر رؤساي كليساي كاتوليك مخصوصاً سراسقف "نوزالدا" كه مي‌‌دانستند آگليپاي هنوز به اسپانيا وفادار بوده و با آمريكا دشمني مي‌ورزد، سعي داشتند تا او را وسيله‌اي جهت توجيه انقلابيون براي طرد آمريكا و بازگشت به دامن اسپانيا قرار دهند. آگليپاي در‌ اين گيرو دار از سوي آگينالدو مأموريت يافت تا به شمال كشور سفر كند و پاره‌اي از اقدامات را به نفع انقلابيون به عمل آورد.

سراسقف نوزالدا كه از سفر آگليپاي آگاه شده بود با او تماس گرفت و او را تشويق كرد تا در سفر خود به جاي فعاليت به نفع انقلابيون ، درصدد جمع‌آوري اطلاعات از وضعيت و سرنوشت روحانيون و اماكن مذهبي برآيد.

آگليپاي به شمال سفر كرد و هر دو مأموريت را انجام داد. او مطابق درخواست سراسقف "نوزالدا" موفق شد دو كشيش (جسويت) در گروگان انقلابيون را با مذاكره آزاد كند. وي در بازگشت به مانيل در حالي كه گزارشي را براي "نوزالدا" آماده كرده بود، متوجه شد شهر از هر طرف در محاصره است. او در‌ اين شرايط بحراني تصميم نهايي خود را گرفت ، به كويته رفت و به جنبش انقلابي آگينالدو پيوست .

دولت انقلابي مستقر در كويته بر اساس دستوري از مبيني ازدواج مدني را به رسميت شناخت .‌ اين دستور در واقع اعلاميه‌ي حدايي كليسا از دولت بود .

دولت انقلابي هم چنين به همه‌ي كشيش‌ها و مراكز مذهبي دستور داد كه از پذيرش هر گونه دستور و مسئوليت از سوي كليساي كاتوليك بدون تصويب دولت انقلابي بپرهيزند.‌ اين وضعيت سبب شد دولت انقلابي نتواند از حمايت كامل روحانيون مذهبي برخوردار شود.

آگينالدو در 20 اكتبر سال 1897 آگليپاي را به عنوان جانشين فرماندهي نظامي ‌‌منصوب كرد، بدين ترتيب آگليپاي رهبر مذهبي جنبش انقلابي شد. آگليپاي به عنوان يك فيليپيني از يك سو مي‌بايست از جنبش انقلابي حمايت كند و از سوي ديگر به عنوان رئيس اسقف نشين منطقه‌ي "نواسگوويا" بايستي كليساي كاتوليك ‌باشد. - كليسايي كه از دولت استعماري حمايت مي‌‌كرد.

كليساي سانتاماريا

آگليپاي در يك انتخاب تصميم گرفت خود را اول فيليپيني بداند سپس كاتوليك. او در 21 اكتبر، يك روز بعد از انتصابش به عنوان جانشيني فرماندهي نظامي ‌‌با صدور اعلاميه‌اي كشيشان فيليپيني را تشويق كرد تا خود را براي حل بحران ملي سازمان دهي كنند.‌ اين اعلاميه همچنين تأسيس شورايي را پيشنهاد كرده بود كه از پاپ درخواست نمايد براي تمامي ‌‌پست‌هاي كليسايي در فيليپين از سراسقف گرفته تا پائين ترين رده‌ي كشيشي ، خود فيليپيني‌ها را منصوب نمايد.

از آنجا كه انقلابيون ، بيشتر كشيش‌هاي اسپانيايي را دستگير كرده بودند، آگليپاي در 23 اكتبر اعلاميه‌اي صادر كرد و مجدداً از روحانيون فيليپيني خواست هرچه زودتر خود را سازمان دهي كنند و تصدي معابد و كليساهايي كه بدون روحاني مانده‌اند را عهده دار شوند.

مبيني ، فراماسون و ملي گراي آشتي ناپذير ، احساس نمود به كليسايي نياز هست كه توسط خود فيليپيني‌ها اداره شود. يعني فيليپني هايي كه به كشور خود وفادار هستند و با صدور اعلاميه‌اي ، روحانيون مسيحي فيليپيني را تشويق كرد تا "كليساي ملي فيليپين" را تشكيل دهند.

او در‌ اين اعلاميه از پاپ به عنوان جانشين مسيح ياد كرده بود. البته با اين توقع كه عدالت پاپ‌ ايجاب مي‌كند، كليساي فيليپين را به دست فيليپيني‌ها بسپارد.

دعوت مبيني و حمايت محسوسي كه مردم نشان دادند ، آگليپاي را وادار كرد در 23 اكتبر 1899 در منطقه تارلاك "مجمع روحانيت كليسا" را كه هدفش ، فيليپيني كردن كليساي كاتوليك و اجتناب و جلوگيري از هرج ومرج در موضوعات مذهبي بود، تشكيل دهد.

در‌ اين برهه قانون اساسي موقت كليساي كاتوليك، تدوين شد. در‌ اين قانون ، روحيه ملي گرايي حاكم بر جامعه فيليپين در يكي از مواد مندرج آن بدين شرح نمايان بود:

”اسقف‌هاي خارجي در كليساهاي فيليپين به رسميت شناخته نمي‌‌شوند مگر در شرايط بسيار ويژه“

قانون مزبور استقلال روحانيون فيليپين را از كنترل و نظارت اسپانيايي‌ها اعلام كرد. شرايط ويژه‌ي جنگي آن دوره به "كليساي مستقل فيليپين"‌ اين فرصت را نداد كه كاملاً توسعه يابد. دولت انقلابي در لبه پرتگاه سقوط قرار داشت و آگليپاي در كنار جنگجويان مشغول مبارزه بود.

در‌ اين گيرودار ، اسپانيا فيليپين را به آمريكا فروخت! نيروهاي انقلابي كه قبلاً با همكاري آمريكا عليه اسپانيا مي‌جنگيدند،‌ اين بار رو در روي آمريكا قرار گرفتند. اما تاب نياورده سقوط كردند. قبل از سقوط كامل جنبش ، يك نماينده به نام "پلاسيدو چاپله" كه يك آمريكايي بود در دوم ژانويه 1900 به فيليپين وارد شد. هدف اوليه‌ي او جدا كردن بيشتر روحانيت فيليپين از رم و از آمريكا بود. او طرفدار مبلغين مذهبي اسپانيا بود و چنين اعلام كرده بود كه قدرت‌ اين مبلغين را مجدداً با زور احيا خواهد نمود.

"چاپله" ويژگي‌هاي عجيبي داشت از يك سو نماينده‌ي پاپ و از سوي ديگر آمريكايي بود. در حالي كه هدفش را احياء سلطه مبلغين اسپانيايي اعلام كرده بود. وي مي‌گفت كه روحانيون فيليپيني لياقت و شايستگي اداره كليساها ، معابد و پست‌هاي بالا را ندارند.‌ اين گونه اظهارات سبب شد تا فيليپيني‌ها اعم از روحاني يا غير روحاني از او متنفر باشند و سرانجام شيوه‌ي برخورد چاپله باعث شد تا به تشكيل كليساي مستقل فيليپين سرعت داده شود. در همين زمان "ايزابل دلوس ري يز" تحصيل كرده راديكال در روزنامه‌اي در اسپانيا نوشت كه تشكيل كليساي مستقل فيليپين ، يك ضرورت است. وي در سال 1901 پس از بازگشت به فيليپين اولين اتحاديه كارگري با نام "اتحاديه دمكراتيك كارگري" بنا نهاد. وي در يكي از سخنراني‌هاي خود ، تشكيل "كليساي مستقل فيليپين" را به سر اسقفي آگليپاي مطرح ساخت و‌ اين نظريه مورد حمايت حضار قرار گرفت و تصويب شد.

آنگاه "ري يز" نام برجسته ترين چهره‌هاي مذهبي روحاني و غير روحاني كشور را در ليست "كميته اجرايي كليساي جديد" قرار داد. البته بسياري از‌ اين افراد آمادگي نداشتند . ولي سر انجام با حمايت مردمي ‌‌، 14 كشيش فيليپيني تا اواخر سال 1902 ، عضويت رسمي ‌‌خود را در كليساي مستقل اعلام كردند. عضويت پدر "بريليانتس" از‌ايلوكوس تأثير خوبي در قوام يافتن كليساي جديد داشت و تعداد زيادي از كشيش‌هاي منطقه ‌ايلوكوس به تبعيت از پدر "بريليانتس" به كليساي جديد پيوستند و همين طور كشيش‌هاي ديگر از ساير نقاط كشور در ثبت نام كليساي جديد از يكديگر سبقت گرفتند و سرانجام مذاكرات آگليپاي با اسپانيا و رم براي قبولاندن كليساي مستقل به نتيجه نرسيد و با قدرت به آنها مي‌‌گفت كه‌ اين كليسا مي‌‌خواهد ، توانايي فيليپيني‌ها را براي‌ايجاد موفقيت آميز زندگي مذهبي مستقل به جهانيان نشان دهد.

آگليپاي تلاش زيادي براي جذب پروتستان‌ها به كليساي مستقل نمود. اما آمريكايي‌هاي مغرور توجهي به‌ اين دعوت نشان ندادند.

پروتستان‌ها ، كليساي فيليپين را در سبك مراسم بسيار "رم گرا" و در الهيات ، بسيار "عقل گرا" مي‌دانستند.

آگليپاي با پذيرش پست رهبري كليسا در اول اكتبر سال 1902 ، اولين شورا را تشكيل داد و قانون اساسي مربوطه نگاشته شد. اولين مراسم جماعت‌ اين كليسا در 26 اكتبر همان سال برگزار شد.

"كليساي مستقل" عكس العملي بود از سوي كشيش‌هاي فيليپيني كه از صدها سال تبعيض و نابرابري رنج برده بودند. آن‌ها فرصت بروز جنبش انقلابي در فيليپين را مغتنم شمردند و‌ اين كليسا را تشكيل دادند.

تبعيضي كه اسپانيايي‌ها در مورد كشيشان فيليپين روا داشتند به دو دليل ذيل بود:

1-                                        تبعيض نژادي : آن‌ها باور نداشتند كه رنگين پوستان فيليپيني بتوانند با سفيد پوستان اسپانيايي در يك مرتبه قرار گيرند.

2-                                        عدم كارآيي كشيش‌هاي فيليپيني : رده‌هاي اوليه كشيش‌هاي فيليپيني در قرن 18 و اوايل قرن 19 از لحاظ كارآمدي با اسپانيايي‌ها قابل مقايسه نبودند. اما در نيمه دوم قرن 19 با وجودي كه آنها خود را به نحو مطلوبي بالا كشيدند، اما اسپانيايي‌ها از پذيرش‌ اين واقعيت طفره مي‌‌رفتند.

گرايش كشيش‌هاي فيليپيني به جنبش انقلابي از بابت انقلابي بودنشان تلقي نمي‌شود. بلكه به دنبال فرصتي بودند تا خود را جايگزين كشيش‌هاي مستكبر اسپانيايي كنند و بدين ترتيب به دنبال قدرت مذهبي و آن‌گاه قدرت سياسي بودند و مي‌توان گفت كه انقلاب سال‌هاي آخر قرن 19 و اوايل قرن 20 در فيليپين دو نتيجه عمده را در بر داشت:‌

1-                        برچيده شدن بساط استعمار اسپانيا در شرق (كه سرانجام قدرت آمريكا جايگزين آن شد).

2-                        جدايي قشري از مردم از كليساي كاتوليك

و به طور كلي مي‌توان چنين برداشت نمود كه انقلاب فيليپين با ماهيتي سياسي آغاز گرديد و با نوعي پيروزي مذهبي يعني تشكيل "كليساي مستقل فيليپين" خاتمه يافت.

2- پيدايش كليساي مسيح ( ايگلشياني كريستوIglesia Ni Cristo)

در 27 جولاي سال 1914 ، زماني كه حكومت استعماري آمريكا بر فيليپين سيطره داشت ودر زمان شروع فعاليت پروتستان‌ها و برخوردهاي فكري اجتماعي آنها با كاتوليك ها، فرقه‌ي جديدي به نام (كليساي مسيح يا‌ ايگلشياني كريستو[1]) به ثبت رسيد و رسميت يافت.

سر بر آوردن كليساي جواني كه نه در چهارچوب كاتوليك مي‌‌گنجيد و نه در چهارچوب پروتستان، عكس‌العمل شديدي بود كه هر دو گروه ، مخصوصاً كاتوليك‌ها را بر انگيخت.

اما‌ ايگلشيا كه در ابتدا فقط چند صد نفر عضو داشت، به آرامي‌‌رشد نمود و توسعه يافت و حتي در سال 1968 به خارج از مرزهاي فيليپين هم گسترش يافت و هم اكنون در فيليپين بيش از 5 ميليون پيرو دارد. ايگلشيا كه در سال‌هاي اوليه تأسيس خود مورد تحقير كليساي كاتوليك و نيشخند مردم فيليپين بود، موفق شد به تدريج براي خود احترام و اكرام‌ ايجاد كند.

جدايي‌ ايگلشيا از جريان اصلي مسيحيت در واقع اختلاف ديدگاه در خصوص برداشت از كتاب مقدس و درك مفاهيم آن است و جالب‌ اين است كه تمامي ‌‌گروه‌هاي مسيحي از "كتاب مقدس"" به عنوان پايه‌ي اصلي‌ايمان خود نام مي‌برند. ولي دكترينشان با هم مغاير است.

پيتر مقدس درآيه 16 سوره 25 گفته است : انجيل با كتاب‌هاي معمولي فرق دارد و‌ اين گونه نيست كه براي هر فردي قابل فهم باشد (آيه‌اي كه مبناي نخبه گرايي در مسيحيت شده است.).

ايگلشيا‌ اين پيام پيتر را مبناي تأسيس خود قرار داد.‌ ايگلشيا مي‌گويد كلمات خداوند كه بر كاغذهاي كتاب انجيل نوشته شده به تنهايي قابل فهم نيستند و نمي‌توانند هدايت گر باشند. آنها با استناد به‌ايات ديگري از انجيل نتيجه مي‌گيرند كه كتاب مقدس براي كساني قابل فهم است كه به روح الهي تائيد شده باشند يعني "پيامبران" سپس با استناد به داستان "فيليپ و مرد حبشي" كه در عهد جديد بخش ACTS آمده چنين مي‌گويد كه فهم انجيل بدون پيامبر محال است و معتقدند كه وعظ آن بدون اجازه از خداوند، مضر به حال بشريت است و كشيش‌هاي كاتوليك را وعاظي از‌ اين قبيل مي‌‌دانند.

ايگلشيا آيه‌هاي 2 و 3 سوره‌ي 7 عهد جديد بخش “Revelation” را كه مي‌گويد ”ملكي از شرق صعود كرد“ مستمسك قرار داده، فيليپين را شرق تفسير كرده و آقاي فليكس مانالو (Felix Manalo) ، بنيانگذار‌ ايگلشيا را همان ملك مي‌داند و به عقيده آنها مانالو آخرين پيامبر خداست.

دكترين‌ ايگلشيا كريستو

 

1-                        يكتايي مطلق خداوند

2-                        عيسي مسيح خدا نيست ولي پيامبر خداست.

3-                        ايمان به روح القدس.

4-                        ايمان به كتاب مقدس

5-                        برادر فليكس مانالو، آخرين فرستاده خداوند است.

6-                        كليساي مسيح ( ايگلشياني كريستو) تنها راه رستگاري در مسيحيت است.

7-                        غسل تعميد براي افراد بزرگ سال است كه توبه كرده باشند نه نوزاد.

8-                        نظارت كليسا لازم است.

9-                        عبادت خداوند از وظايف انسان است و مجسمه پرستي كاتوليك‌ها را محكوم مي‌كند.

10-                   برادري و اخوت براي پيروان لازم است.

11-                   اتحاد و وحدت براي‌ ايگلشياني كريستو لازم است.

12-                   ايمان به رستاخير دارد و اعتراف به گناهان به سبك كليساي كاتوليك را قبول ندارد.

13-                   ايمان به ظهور دوباره‌ي حضرت مسيح و روز داوري

14-                   ايمان به شهر مقدس اورشليم كه بعد از ظهور عيسي (ع) به آنجا خواهد رفت.

فليكس مانالو در سال 1886 در شهرك تيپاس واقع در تاگيگ ريزال (اكنون بخشي ازمانيل بزرگ محسوب مي‌شود) به دنيا آمد. وي كاتوليك مذهب بود ولي با درگيري‌هاي آمريكا و اسپانيا در فيليپين و حملات شديد پروتستان‌ها به كاتوليك‌ها كم كم علاقه وي نسبت به مذهب كاتوليك ضعيف‌تر شد و به كليساي مستقل آگليپاي پيوست و پس از آن نيز به كليساهاي مختلف ديگر روي آورد و در همه‌ي آنها خلاء و كاستي يافت. مدتي نيز ملحد شد و بالاخره از همه اديان دست كشيد و خود به تجزيه و تحليل پرداخت. او مي‌گويد در رياضتي فكري كه سه شبانه روز ادامه داشت به روشنايي دست يافت و راه راست را پيدا كرد. مانالو در سن 17 سالگي خود باني كليسايي به نام "ايگلشياني كريستو" شد و به تبليغ آن پرداخت. وي در سال 1914 به سانتاآنا در مانيل رفت و همانجا اولين كليساي‌ ايگلشيا را بنا كرد.‌ "ايگلشياني كريستو" با رهبري مانالو به حمايت از اولين رئيس جمهور فيليپين يعني "روهاس" پرداخت و با گسترش‌ اين كليسا، احداث كليساهاي مختلف‌ ايگلشياني رونق يافت.

مانالو پس از 49 سال رهبري‌ ايگلشيا در سال 1963 درگذشت و پسرش ارانو مانالو (Erano Manalo) به عنوان جانشين انتخاب گرديد و هم اكنون او رهبر كنوني‌ ايگلشياني كريستو است. گفتني است كه تعداد كليساهاي‌ ايگلشياني كريستو در سراسر جهان به 413[2] ساختمان مي‌‌رسد كه هنوز هم در حال گسترش است.

ارانو مانالو فرزند فليكس مانالو از 16 سالگي تحصيلات خود را براي رسيدن به مقام كشيشي آغاز كرد. در 22 سالگي به‌ اين مقام رسيد و مناصب مختلفي را در كليسا عهده دار شد و در سال 1957 به مقام كشيشي ناحيه مانيل منصوب شد. احتمال مي‌‌رفت بعد از فوت فليكس،‌ ايگلشيا رو به اضمحلال رود اما ارانو با تلاش زياد و سفر به نقاط مختلف كشور و برگزاري مراسم عبادي با مردم ، نه تنها از اضمحلال آن جلوگيري كرد بلكه به آن قدرت و شهرت بيشتر بخشيد.

اولين شعبه خارجي‌ ايگلشيا در سال 1967 در هاوائي (آمريكا) با حضور مانالو افتتاح شد. از آن زمان تاكنون در 75 كشور كليساي‌ ايگلشيا تأسيس شده است. از 413 ساختمان كليساهاي‌ ايگلشياني كريستو در نقاط مختلف جهان آمريكا با 148 ساختمان مقام اول را داراست و از‌ اين تعداد 44 كليسا در‌ايالت كاليفرنيا است كه فيليپيني‌هاي زيادي در آن متمركز شده‌اند.

ايگلشيا با شعار هم دردي با فقرا و رفع مشكلات آنها توانسته است به سرعت رشد كند. گفتني است از طرف‌ ايگلشيا كريستو پروژه‌هاي مزارع كشاورزي و خانه سازي براي رفاه حال فقراي عضو كليسا صورت گرفته است و جالب‌ اين كه بيشتر برنامه‌هاي اجتماعي كليساي‌ ايگلشيا در جهت حمايت از برنامه‌هاي اجتماعي دولت است. بنابر اين دكترين كليسا در كنار برنامه‌هاي اجتماعي و خيريه‌اي عامل ديگر جذب مردم بوده است.

اعضاي كليساي‌ ايگلشيا روزهاي پنجشنبه و يكشنبه در عبادت گاه حاضر مي‌شوند و با نظم خاصي دعا مي‌كنند. اتحاد اعضا از ويژگي‌هاي بارز‌ اين گروه است. اعضا اجازه شركت در اتحاديه‌هاي كارگري يا هر سازمان ديگري را ندارند. لذا اعضاي‌ ايگلشيا نمي‌توانند در اعتصابات و اعتراضات اجتماعي در خارج از چهارچوب دستور كليسا شركت كنند. تمامي ‌‌اعضا مي‌‌بايست يك دهم درآمد خود را به كليسا تحويل دهند.

3- موارد اختلاف و تشابه‌ ايگلشياني كريستو با كاتوليك

1-                                        حضرت عيسي از آن رو پسر خداست كه مريم به فرمان خداوند حامله شد و عيسي (ع) خدا نبوده بلكه پيامبر است.

2-                                         اين فرقه به مصلوب شدن حضرت عيسي (ع) اعتقاد ندارند.

3-                                        كليساي مسيح به تثليث يا خداي سه گانه اعتقاد ندارند.

4-                                         ايگلشياني كريستو به‌ايام كريسمس و هفته مقدس (وفات حضرت عيسي (ع)) اعتقاد ندارد. چون تولد و وفات حضرت عيسي را مشخص نمي‌‌داند.

5-                                        پيروان‌ ايگلشياني در برابرمجسمه مسيح (ع) يا حضرت مريم (ع) به عبادت و نيايش نمي‌‌پردازند.

6-                                        مراسم عشاء رباني بجا نمي‌‌آورند.

7-                                        صليب را مقدس نمي‌‌شمارند و به خود نمي‌آويزند.

8-                                        روش‌هاي جلوگيري از حاملگي در‌ ايگلشياني كريستو مجاز است.

9-                                        غسل تعميد به طريق ارتماسي و فقط در مورد افراد بالغ انجام مي‌شود.

10-                                   نوشيدن مشروبات الكلي در‌ ايگلشياني كريستو ممنوع است.

11-                                   در‌ ايگلشياني كريستو، طلاق وجود ندارد (مورد تشابه با كاتوليك)

12-                                   مجازات اعدام را صحيح نمي‌دانند (مورد تشابه با كاتوليك)

13-                                   به روز رستاخيز و ظهور دوباره عيسي (ع) اعتقاد دارند (مورد تشابه با كاتوليك)

ايگلشيا حدود 33 سال قبل در مسائل سياسي داخل شد و توجه سياستمداران را به خود جلب نمود. ماركوس ديكتاتور سابق فيليپين در‌ايام انتخابات به ديدار رهبر‌ ايگلشيا مي‌‌رفت. تمامي ‌‌كانديداهاي رياست جمهوري فيليپين به اميد اخذ آراء‌اعضاي‌ اين فرقه به ديدار مانالو مي‌‌شتافتند. رئيس جمهور آمريكا و بسياري از سفراي كشورها ، از قبيل فرانسه، انگلستان، كانادا، ژاپن به هنگام روز تولد مؤسس‌ اين فرقه پيام تبريك مي‌فرستند.

به طور كلي فرقه‌ ايگلشيا را در رديف بهائيت در‌ايران قلمداد ميكنند كه استعمارگران در اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 در كشورهاي مختلف جهان ساختند .‌ اين فرقه مانند بهائيت دربيان عقيده وايدئولوژي دچار تناقض و چند گانگي است و در زمينه كار و فعاليت گرفتار نوعي پنهان كاري است.



[1]-‌ ايگلشيا يك كلمه اسپانيولي است به معني كليسا و (ني) يك كلمه تاگالوگي است كه در فارسي نشانه‌ي كسره ميباشد. كريستو نيز كلمه اسپانيولي به معناي عيسي مسيح است و لذا‌ ايگلشياني كريستو يعني كليساي مسيح كه يكي از فرق جديدالتأسيس مسيحيت است كه از 88 سال قبل در بخشي از مانيل جوانه زد و هم اكنون به يك كليساي سازمان يافته با ميليون‌ها عضو در فيليپين و 75 كشور جهان تبديل گشته است.

[2]- مجله Pasugo ماه مه 2001

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پایگاه اطلاع رسانی آستان مقدس امام خمینی (ره)

تارنمای رسمی دفتر مقام معظم رهبری

ریاست جمهوری اسلامی ایران

تارنمای رسمی سفارت جمهوری اسلامی ایران- مانیل

سیری در ایران

خبرگزاری بین المللی قرآن

ايرانیان خارج از کشور

انتشارات بين المللی الهدی

مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

بنیاد اندیشه اسلامی

موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان

خبرگزاری تقریب

بنیاد سعدی

شبکه مجازی آستان

Philippines Department of Tourism

Philippine eLib
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 2457
بازدید امروز : 358
بازدید این صفحه : 1338126
بازدیدکنندگان آنلاين : 4
زمان بازدید : 1.9531

صفحه اصلی|ايران|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت